Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتی تاریخی در مسجد بازار نیریز

نویسنده:

(6 صفحه - از 641 تا 646)

خلاصه ماشینی:

"چون کار باینجا کشید و امر حجت الله بدین حد رسید خود عالیجاه حاجی زین العابدین خان با برادر مهتر خود علی اصغر خان که چهارده سال حکومت همین بلد را کرده بود باتمامی اعوان و همهء طایفه‌ و خویشان خود یک طرف آن بارو را سنگر و در کمال اطمینان خاطر در حد شرقی لنگر انداخته و چادر و خیمه برپا ساخته از آن شب گذشته دیگر شب با هزاران تعب شبیخونی‌3از جمعیت قلعه ناگهان بر سنگریان زده قریب به چهل نفر از اقارب و تفنگچیان خان مذکور کشته و زخمدار و در همان شب پاره‌ای فرار کرده و شب ثانی کرة اخری شبیخونی‌3بر سنگریان زده و دست به روی ایشان آورده که یک تن از آنها را در آن مکان نگذارده بسیاری‌ دستگیر و برخی کشته و شکنجهء تیغ و تیر گشته ناچار از روی اضطرار فرار را بر قرار اختیار نمودند و عالیجاه علی اصغر خان که مهتر برادر خان سابق البیان می‌بود که برخی از صفاتش در سبق ذکر رفت که ریاست و حکومت همین بلوک را با طرز رفتار و سلوک نموده از تیغ بی‌دریغ‌ آن طایفه اعضایش را مقطوع ساختند و حق نیکوئیش را خوب بپرداختند و از آن مکان خان (1)-در اثر کوبیدن میخ به دیوار بقرینه خوانده شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.