Skip to main content
فهرست مقالات

مدرسه دارالفنون

نویسنده:

(5 صفحه - از 78 تا 82)

کلید واژه های ماشینی : ناصر الدین شاه، شاه، امیر کبیر، میرزا تقی‌خان امیر کبیر، امیر نظام، شیخ عبد الحسین، میرزا تقی‌خان، شیخ عبد الحسین تهرانی، وزیر، مالیات، دار الفنون، انگلیس، قمه، شیخ العراقین، دستور، ایران، امیر کبیر مصلح بزرگ، تهران، میرزا ملک‌آرا برادر ناصر، امیر بزرگ نسبت، مدرسهء دار، محمد شاه، کار، نسبت، کنت گوبینو، نسبت به شیخ، نسبت به امیر نظام، وزیر و قصر شاهی، وزیر مختار انگلیس، دستور داد سر

خلاصه ماشینی: "«به روزگار زمامداری او در پایتخت اغتشاشی رخ داده چند فقره جنایت اتفاق افتاد و به شاه پیشنهاد کردند بستن قمه را که در ایران خیلی متداول است برای رعایا قدغن سازد ولی وزیر موافقت نکرد و گفت اجازه می‌دهم هر فردی نه تنها یک قمه بلکه چهار قمه هم با خود داشته باشد،اما وای به جان کسی که قمه را بکار برد حقیقتا به وعده خود وفا کرد و چند روز پس از این در نتیجه کشمکش و زد و خورد در ملاء عام قتلی رخ داد و امیر پیاده با ملازمان‌ خویش بدانجا رفت و هنوز کشته را از روی زمین برنداشته بودند که دستور داد قاتل را بیاورند و در ظرف یک ربع ساعت به قضیه رسیدگی کرد و دستور داد سر قاتل را روی پاره‌سنگی نزدیک‌ محل وقوع جنابت قرار داده با تخماقی آنرا کوفتند. «یکی صدراعظم کنونی(مقصود میرزا آقا خان نوری اعتماد الدوله)است که منصب‌ وزیر لشگری را از پدر به میراث برده وقتی مورد بی‌لطفی محمد شاه قرار گرفت و پس از تنبیه سختی که گویند به پاهای او آسیب رساند مجبورا فرار کرده به شهر تبریز پناه جسته‌ بود و همینکه از جلوس ناصر الدین شاه آگاهی یافت به دیدار میتراستیونس قنسول انگلیس‌ رفت که خود او برای من این داستان را گفت،و از او با دیدهء اشکبار خواهش کرد پولی‌ به وی وام بدهد تا خود را پیش شاه برساند و به قنسول چنین گفت«من وسیلهء صدراعظم شدن را می‌دانم و اطمینان دارم که به صدارت می‌رسم در صورتی که به من مساعدتی کنید سرنوشت‌ و بخت من در دست شماست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.