Skip to main content
فهرست مقالات

جنگ و دوستی در بادیه

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 336 تا 340)

کلید واژه های ماشینی : جنگ، زنان، چادر، دوستی در بادیه، شیخ عضوب، شیخ فواز، جوان، خیمه‌های، جنگ و دوستی، شیخ فواز چادرهای

خلاصه ماشینی:

"بعد رو به من کرد و گفت: جوانان امروزی از آن زندگی که مردم سی چهل سال پیش در این بلاد داشتند بی‌خبرند دهاتیها و کشاورزان را کنار بگذار،آنها هنوز همان حالت ابتدایی خود را دارند،ولکن‌ من از این بادیهء وسیع و از قبایل بدوی‌یی که در آن سکونت داشتند و از خانه‌های مویی سیاه که‌ برپا میکردند و از صدای شتران و اسبان و گوسفندان که در آن طنین می‌افکند با تو سخن‌ می‌گویم. قصه واقعی است و بعضی اشخاص آن تا امروز زنده‌اند: در بهار یکی از سالها عرب شیخ فواز چادرهای خود را که از موی سیاه بز ساخته‌ شده بود در شرق«بایر»برپا کرده بودند،شیخ و اهل قبیله‌اش گله‌های بزرگی از شتر و گوسفند داشتند و ناچار بودند که برای یافتن چراگاه‌های سرسبز از جایی به جای دیگر بروند. یک‌ روز صبح یکی از چوپانان از سر گله برگشت در حالی که با صدای بلند میان چادرها فریاد می‌زد و برخورد ناگهانی خود و رفقایش را با یک دسته از جنگجویان اعلام می‌کرد و می‌گفت‌ که دشمنان دو دسته شدند یک دسته گله‌های شتران را راندند و بردند و دستهء دیگر چوپانان ما را مجبور کردند با گله‌ها بروند قصدشان این بود که آنها نتوانند برگردند و واقعه را به‌ رجال قبیله خبر دهند و در نتیجه امر جنگ برای مدتی که آنها بتوانند در خلال آن غنائمی ار که بدست آورده‌اند به جائی نسبة دور ببرند مکتوم بماند. سواران‌ شیخ فواز باشجاعت و رشادت کافی برای اترداد شتران خود جنگ می‌کردند در همان حال که‌ دشمنان آنها سعی داشتند غنائم گرانبهایی را بدست آورده بودند حفظ کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.