Skip to main content
فهرست مقالات

مکاتبات ادبی

نویسنده:

(7 صفحه - از 9 تا 15)

خلاصه ماشینی:

"محمد گلبن‌ از بهار به مینوی 24 بهمن 1327-14 فوریه 1948 دوست دیرین من با کمال ارادتی که همواره بشما داشتم و این ارادت زاد اعجابی بود که در هوش و قریحت و تحقیق و دقت شما در من پیدا شده‌بود و چون حسود نیستم و انصاف دارم‌ شما را برای کشور مایهء مباهات و سربلندی می‌دانم ولی می‌بینم که بزرگان کشور ما از فرط حسد همواره با صاحبان قریحه و ذوق و خداوندان فضل و نوابغ ادب کجتابی می‌کنند در نتیجه امثال‌ شما آنها که دست‌و پائی دارند از وطن می‌گریزند و آنانکه مانند اغلب اهل هوش و قریحه دست‌ و پائی ندارند در وطن بخون دل درمانده یا تریاکی و عرقی شده بقول مولانا: «تا دمی از قید هستی وارهند ننگ خمر و بنگ بر خود می‌نهند» اتفاقا از شما هم پریشب نظیر این معنی را در رادیو شنیدم-بهر صورت این درد دل‌ طولانی‌تر از این است که در این نامه بگنجد-بلی دوست من،شما فعلا در بهترین نقاط دنیا یعنی در یکی از مداین فاضلهء عمر زندگی می‌کنید و اگر نظایری در وطن بیچاره داشته باشید خون می‌خورند و جان می‌کنند. دکتر صدیق پیشنهاد کرده بودند که بنده بسمت‌ استادی زبان و ادبیات فارسی به تبریز بروم ولی گویا این کار هم سر نگرفت و از زمانی که دکتر سیاسی وزیر معارف شده است بنده چیزی در آن باب نشنیده‌ام: خبر فوت پدر آقای فرخ را نشنیده بودم و سزاوار بود که در آن موقع تعزیت‌نامه‌ای بایشان بنویسم،بنده در ایران با آقای فرخ آشنائی بسیار مختصری داشتم ام در اینجا رفاقت و دوستی گرمی بین ما پیدا شد و از ایشان بسیار خوشم آمد و ایشان نیز به بنده اظهار لطف میکردند اما از عیوب متعدد بنده یکی هم اینست که از تنبلی در مراسله و مکاتبه نمیتوانم رابطهء دوستی را حفظ کنم و جمعی از دوستان را باین طریق از خود رنجانده‌ام."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.