Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره ها (9)

گزارشگر:

(2 صفحه - از 37 تا 38)

کلید واژه های ماشینی : زن، مقبلی، فرمانده هنگ، مقبلی کریم بک، خونه، شکایت، کریم بک، تنبیه، زن و مادرزن بلند، پیره‌زن

خلاصه ماشینی:

"مرحوم مقبلی کریم بک را احضار کرد و با متانت و در عین حال صلابت به وی اخطار کرد که‌ اگر بار دیگر دست روی زن و مادرزن بلند کند یک ماه زندانی خواهد شد. پس با ادای احترام نظامی عرض کرد:«اطاعت میشه» هفته‌ای از این ماجرا نگذشته بود که باز هنگام سوار شدن افسران به اتوبوس کذائی‌ سرو کلهء مادر و دختر پیدا شد. مرحوم مقبلی هاج‌وواج ماند که مگر این مادر و دختر دیوانه شده‌اند. باز همون کتک سابق که یه عمر بهش‌ عادت کردیم» مرحوم مقبلی و همگی ما،در عین این که دلمان برای آن مادر و دختر کباب شده بود از خنده نیز بی‌تاب شده بودیم خلاصه که پیره‌زن به قول عوام«تو دهن گرمی داشت و خوش‌ می‌نالید!» مرحوم مقبلی به افسر کشیک دستور داد که کریم بک را افسار کنند و پای آخور ببندند و تمام شب را به آن حال در طویله سر کند تا فردا حسابش را برسد.."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.