Skip to main content
فهرست مقالات

افیون!

شاعر:

(1 صفحه - از 136 تا 136)

کلید واژه های ماشینی : افیون، دردهای جانگداز سرطان و شکست، فریدون توکلی، شکست، سرطان و شکست استخوان، زخم نهان، شکست استخوان و برش شمشیر، گوشه، مهربان، پیکر بشر تسکین

خلاصه ماشینی: "«افیون»همانگونه که دردهای جانگداز سرطان و شکست استخوان و برش‌ شمشیر را در پیکر بشر تسکین میدهد،در قلمرو روان وی نیز،آرام‌بخش آلامی‌ است که در عرف خواجهء شیراز،نام«زخم نهان»بخود گرفته است. پس،آن پاکدلان،که در برخود با خیانت دوست،و ناسپاسی مخدوم،و ناسازگاری محیط،و مردود بودن فضیلت و شرف،خونین‌دل و خسته‌جان می‌شوند، اگر روان زخمگین را،به نوازش جادوئی عصارهء خشخاش درسپرند،درخور ملالت‌ نتوانند بود. ف. ت ببند ای مهربان،بر حقه بستی‌ که باز افتاده در کارم،شکستی‌ گزندی میزند،هر دم به جانم‌ حسودی،هرزه‌گوئی،خودپرستی‌ ز نزدیکان،دگر یاری ندارم‌ خوشا بیگانه مرز دور دستی‌ به والاگوهری،باید زدن چنگ‌ درین غمخانه،بر دامان پستی‌ به دوشم،پا نهاد آن یار و برشد کنون،افتاده‌ام چون داربستی‌ نه پرواز است،اگر بینی ملخ‌وار زنم زین گوشه تا آن گوشه،جستی‌ مرا،شهبال شهبازی شکستند که دیگر برنخیزم،با نشستی‌ ببند ای مهربان،آن بست جانبخش‌ که چون ماهی،درافتادم به شستی‌ نمی‌گیرد کسی،باری ز دوشی‌ نمی‌خیزد دگر،کاری ز دستی‌ به بهتانی،که بیجا در ازل بود گرفتار اندرین جا،تا الستی‌ چنانم رنجه کرد آن آشنا سوز که پنداری،نبودم بود و هستی‌ به ناکامی،مگر جانی فشانم‌ نگاهی گر فشاند،چشم مستی‌ خوش آن دانا،که از پیوند افیون‌ ندارد بر جگر،داغ گسستی‌ فریدون را،در آن گیسو،دلی بود که با مژگان نازآلوده،خستی"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.