Skip to main content
فهرست مقالات

گناه بزرگ

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 244 تا 248)

کلید واژه های ماشینی : پاسبان، زن، رستوران، خیابان، زمستان، چتر، مغازه، زندان جزیره، قدم، مرد

خلاصه ماشینی: "حالا دیگر سه روزنامه بزرگ که سوپی یکی از آنها را در زیر کتش می‌گذاشت و دوتای‌ دیگر را که به دور پاهایش می‌پیچید برای گرم کردن تن او کافی نبود بنابراین آن زمان فرا رسیده‌ بود که به زندان جزیره بیندیشد. فوری یکی از پیشخدمتها را صدا کرد و دو نفری بکمک یکدیگر او را به خیابان انداختند سوپی که نقش بر زمین شده بود،کمی بعد بآرامی از جا برخاست،گرد و خاک لباسش را زدود و باز براه افتاد حالا دیگر برای او زندان چون رویائی بود و راه یافتن به جزیره در نظرش‌ آسان و هموار نمی‌نمود. کم‌کم بطرف زن جوان رفت، زن با عشوه‌گری چند قدم از او دور شد سوپی او را تعقیب کرد،به او نزدیک شد و گفت: عصر به‌خیر خوشگله!حاضری با من بیائی؟ پاسبان مراقب بود فقط کافی بود که زن جوان اشاره‌ای بکند و سوپی به خانه زمستانی‌ خود رهسپار شده آنوقت چه زندگی راحت و جای گرمی در جزیره خواهد داشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.