Skip to main content
فهرست مقالات

هر چه بود، هر چه هست

شاعر:

(1 صفحه - از 338 تا 338)

خلاصه ماشینی:

"از یکسو کامیوندارها بودند،در خدمت صنعت جدید،که کامیونهای خود را برای ناهار خوردن‌ متوقف کرده بودند،و از سوی دیگر سقاها که بروش هزاران سال پیش مشک بر دوش،می‌آمدند تا از نهر آلودهء شهر آب بردارند. در حالی که بلندگوی قهوه خانه‌ها با صدای گوشخراش و وحشتناک‌ صفحه‌های پاکستانی می‌نواخت و رادیوهای پیشاور کابل با همان حدت موسیقی و سخن‌ می‌پراکندند،دباغ‌ها و پوستین دوزها به همان سبک اجداد صدها سال پیش خود با دستهای آلوده‌ به چربی پوستهای بد بو را ورز می‌دادند؛و همان روز مصادف بود با آمدن کاروان اتومبیل‌ فرانسوی(ششصد سیتروئن)که از پاریس به کابل طی طریق می‌کردند. ولی با ظاهر و باطن‌ ملامتی و زیر آفتاب تند غزنین ولو شده بودند که پوستین و نیم تنه و کلاه پوست بخرند. این عده،خسته از تمدن بومی خود،خسته از تمدن صنعتی،به شرق روی آورده بودند تا بلکه کشفی بکنند،آرامش و پناهگاهی بیابند؛آنچه را که بالاترین تکنیک جدید،رفتن‌ به کرهء ماه،نتوانسته بود به آنها بدهد،آمده بودند تا در پوستین دوزهای غزنین بدست آورند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.