Skip to main content
فهرست مقالات

بودن یا نبودن فرهنگ (4)

نویسنده:

(9 صفحه - از 448 تا 456)

کلید واژه های ماشینی : زبان، فرهنگ، ایران، زبان فارسی، فکر، قوم، ملتی، دختر، ذهن، ادبیات، کتاب، پیشرفت، فرهنگ (، عیب‌های قوم ایرانی در زبان، زندگی، فرهنگ ایران، علم، نبودن فرهنگ، سر برآوردن زبان فارسی، تاریخ، خوب، زبان فارسی دری، زبان نوخاستهء فارسی، زبان و فرهنگ، حد، قرنی اقوام بیگانه به ایران، فرهنگ زبانی و کلامی، تاریخ ایران، همهءحسن و عیب‌های قوم، زبان عربی

خلاصه ماشینی: "در طی این صد سال است که رودکی و گویندگان‌ معاصرش به ایجاد اثر میپردازد،و یک دفعه،مانند سیلابی که سد را بشکند،چندین‌ صدهزار شعر عالی در زبان نوخاستهء فارسی سروده میشود،و تاریخ بلعمی و ترجمهء تفسیر طبری در هزاران صفحه نوشته میشوند،و اندکی بعد،شاهنامه در شصت هزار بیت‌ پدید می‌آید،و در همین مدت کوتاه زبان فارسی به پایه‌ای میرسد که میتوان با زبان‌ عربی،که از چند قرن گذشته از تسلط سیاسی و مذهبی،به زبان و فصاحت و شعرش می-نازید و آن را دلیل برتری خود بر اقوام دیگر میدانست،و ایرانیان را«عجم»می- خواند،یعنی قومی که نارسائی زبان دارند،ناگهان در برابر زبان و کتابها و شعرهائی‌ قرار گرفت که خواه ناخواه او را به تحسین و احترام وا میداشت. میگویند:وقتی آدم میتواند با همین مقدار زبان‌ رفع نیازمندیهای خود را بکند،همان اندازه پول در بیاورد،همان دیپلم و همان مقام را بگیرد،همان احترام را داشته باشد،به همان آسانی کتابهایش را به چاپ رساند،دیگر چه احتیاجی به بیشترش؟ نکته دیگر این است که زبان همین‌که کمی از حد متعارف جلوتر رفت،آن را دیگر«ادبیات»میخوانند،و ادبیات را هم چیزی میدانند که کهنه و«مرتجعانه»است، یعنی چیزی است که در مقابل علم گذارده میشود و چون علم و فن ضامن پیشرفت‌اند،پس میتوان نتیجه گرفت که ادبیات«ضد پیشرفت»است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.