Skip to main content
فهرست مقالات

سفارش شوهر

مترجم:

نویسنده:

(5 صفحه - از 483 تا 487)

خلاصه ماشینی:

"از این‌ جهت نگران و پریشان خیال نیستم اما آنچه مربوط به مردم روزگار است باری حدوث و وقوع آن محال نیست و همین تصور مرا برمی‌انگیزد که بی‌رود بایستی به تو حرفی و نکته‌ای‌ بیاموزم و آن اینست که اگر روزی بر اثر طول مدت مسافرت من و رنج و تنهائی و وسوسه‌ جوانی خواستی معاشری بجوئی باری با دانا مردی به خلوت بیشین چه مرد دانا راز معاشرت‌ نامشروع خود را به دیگران هرگز باز نم‌گوید و معشوقه را بدنام و رسوا نمی‌کند. » زن جوان از شنیدن حرفهای شوهرش آب به جشم آورد،لب گزید و رویش را به‌ سیلی نیلی کرد و به شکوه گفت: «چقدر در حق من بدگمانی؛چطور رویت می‌شود که با من این سخنهای تلخ را بگوئی‌ مباد روزی که از یاد تو بمانم و لحظه‌ای دل به دیگری دهم!» تاجر چون بی‌تابی و زاری زنش را دید بجای حجت آوردن دهانش را به بوسه بست‌ و روز دیگر به سفر رفت. زن که بر اثر تحمل رنج روزه‌داری و ریاضت طغیان هوس و شهوتش کاملا فرو نشسته و پیش از آلوده شدن دامنش از نیمه راه خطا و گناه بازگشته بود بی‌اختیار در برابر جوان به‌ زانو درآمد گریه‌ها کرد و گفت:«امروز به وقتی که نیت روزه می‌بستم ناگهان این حقیقت‌ بر من آشکارا شد که از آن مرا به گرفتن روزه انگیختی تا براثر تحمل این ریاضت هوس‌ و شهوت که مرا به پستی و گمراهی و بدنامی می‌کشاند کشته شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.