Skip to main content
فهرست مقالات

طنز یک زاغچه

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 163 تا 166)

کلید واژه های ماشینی : زاغچه، بلوط، سوراخ، پرندگان، بدرون سوراخ، درون سوراخ، بالها، گرامر، زبان، بلوطی درون سوراخ

خلاصه ماشینی:

"»بلوط دیگری پیدا کرد و خود را روی سوراخ خواباند تا ببیند بر سر بلوط چه می‌آید ولی چیزی نفهمید و گفت:«تا بحال من بچنین سوراخی برخورد نکرده‌ام‌ و عقیده دارم که این یک سوراخ از نوع کاملا تازه‌ایست،دیگر پاک دیوانه شده بود و شروع‌ بقدم زدن نمود از یکطرف سقف بطرف دیگر می‌رفت و سرش را پیوسته تکان میداد و با خودش‌ حرف می‌زد. بار دیگر بلوطی درون سوراخ انداخت ولی این بار از عرق خیس شده‌ بود و میگفت:«حال نزدیک است کار را بپایان برسانم»خم شد تا بدرون سوراخ نظر اندازد باور کن که وقتی سرش را بلند کرد رنگ از صورتش پریده و از شدت خشم می‌لرزید و در اینحال گفت:من بدرون این سوراخ بقدری بلوط ریخته‌ام که کفاف معیشت یک خانواده را برای مدت سی سال می‌کند،و اگر می‌توانستم اثر لا اقل یکی از این بلوطها ها ببینم حاضر بودم بعد از دیدن آن با شکمی پر از خاک اره در موزه‌ای فرود آیم. فایده‌ای ندارد بمن بگوئید که یک‌ زاغچه حس بذله‌گوئی و طنز ندارد،چونکه من خودم بهتر میدانم و سه سال است که هر تابستان آنها زاغچه‌ها را از سراسر آمریکا باینجا می‌آورند تا درون سوراخ را بنگرند و همینطور پرندگان دیگر را و همه می‌توانستند آن نکته را درک کنند،بجز یک جغد که از «نوواسکوتیا»برای بازدید«یوسمایت»آمده بود و در راه بازگشت متوجه موضوع گردید و گفت:او هیچ چیز خوشمزه‌ای در آن نمی‌بیند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.