Skip to main content
فهرست مقالات

نان زرین بر سفره آهنین

نویسنده:

(5 صفحه - از 297 تا 301)

کلید واژه های ماشینی : مادر شاپور دختر اردوان پادشاه ،شاپور ،شاه ،دختر ،اردشیر ،دختر اردوان ،موبد ،افسانه ،پادشاهی ،مناره ،روزی موبد وزیر اردشیر ،آب ،کدخدا ،نان زر ،آهنین ،جوانی ،مادر ،دلیری ،مهربان ،نان زرین بر سفره ،جانوران ،اخترگر ،وزیر ،سفرهء آهنین ،پسر مهتر اردوان ،شاپور با همهء جوانی ،زن شاپور ،سپاه اردشیر ،سپاهیان ضیزن پادشاه ،روز بر اردوان

خلاصه ماشینی:

"طلسم همه افسانه است،اما دختر به وعدهء شاه و به امید هم‌آغوشی او نیم‌شبی یکی از دروازه‌های قلعه را به روی شاپور گشود و پدرش را باجملهء سپاهیانش اسیر دشمن کرد که، «چون شهوت در وجود زنان بجوشد از این تبه‌کاریها کنند(1)»و«نفرین بر همهء زنان باد که از زنان جز بدی نیاید(1)» شاپور عهد و پیمان خویش را پائید؛نضیره را به زنی گرفت،اما مراد نایافته و به کام‌ دل نارسیده روزگار مکافات آن دختر بدکنش را باز داد. در نخستین شب دیدار،شبی که‌ خود را نیکبخت‌تر از همهء دختران می‌پنداشت برگ لطیف گلی که بر بسترش افتاده بود تنش‌ را رنجه کرد و پیچان شد و چون شاپور سبب دردمندیش را پرسید نضیره گفت:پدرش چنان او را به خوراکهای لطیف و لباس و بستر نرم،و به ناز پرورده است که برگ شاداب و لطیف‌ گلی آزرده و بی‌تابش کرده. کدخدا چون بر نامرادی دخترش آگاه شد به گمان اینکه‌ جمال و اندام او دلخواه داماد نبوده جای او دختر دیگرش را که جوان‌تر،شاداب‌تر و زیباتر و فریباتر بود به کابین شاپور درآورد اما داماد به او نیز اعتنا نکرد و دختر هرچه بیشتر دلبری‌ و فسونسازی کرد راه مرادش گشوده نشد و چون تدبیر و فسانه نتوانست شوی را رام کند او هم گریان از نامرادی،غم خویش به مادر گفت و مویه‌ها کرد. شاپور به او هم نپرداخت اما دختر که خردور بود و صبور از سرد مهری شوی و غم خویش‌ پیش هیچکس ننالید و شکوه نکرد و چون مادرش رفتار شوهرش را پرسید گفت به آئین زناشویی‌ کرده و با او گرم و مهربان است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.