Skip to main content
فهرست مقالات

برای کتاب خوانان و کتاب جویان/ انس التائبین و صراط الله المبین

(5 صفحه - از 748 تا 752)

کلید واژه های ماشینی : مفلسان، سوختگی، بهار، درد، داستان، خبر، آب، سخن، آتش، حقیقت

خلاصه ماشینی:

"مرد محب را خستگی و سوختگی زیادت گردید و دردش بیفزود،و دست غیرت برآورد،و پیراهن صبر پاره کرد،و دستار پنداشت بر زمین زد،و خاک بر تارک به سر کرد،و از سر آن حسرت و ندامت گفت:الهی!این اجدک؟ ندایی به سر آن عاشق دل‌سوختۀ جگربریان آمد که:ما را از جای تهمت‌زده نیابند،ما را از خانۀ مفلسان و نیازمندان جویند،که سرمایۀ مفلسان ماییم،و ندیم شکسته‌دلان ماییم؛ کسی که جامه سفید باشد قصار را نجوید!!اگر ما را می‌جویی،برو به کوی قلاشان،و عاصیان، و مفلسان:به نزدیک شکسته‌دلی از همه خلق می‌شرم دارد که گوید که من بنده‌ام،زبان عذر ندارد،و آب روی ندارد،و مال نفقه ندارد،و علم و عبادت ندارد،و شرم دارد که در میان مطیعان آید-سرافکندۀ جرم خویش-آتش ندامت در دل و آب حسرت در دیده،گرد معصیت بروی،و باد تشویر بر لب،جانی خجل و دردمند در کنجی افتاده،تهی‌دست و نیازمند و مفلس که آیا با من چه خواهد کرد؟ما را از آن‌جا جوی که ما در خانۀ مفلسان و نیازمندان باشیم،که سرمایۀ مفلسان ماییم... و نه هر که گوید حقیقت چنین است و یا چنان است،او از حقیقت خبر دارد-ص 168» «ندانم تا ما بر چه راه افتاده‌ایم که چنین ایمن می‌زییم؟!و خوردن،و خفتن،و نشست و برخاست ما،گفتن و شنودن ما همه چون ملوک است،دعوی ما به جایی رسیده که همه عالم در آن می‌فرو شود!!سخت عجیب فرومانده‌ایم تا این چیست،و چه خذلان است که در ما رسیده است،که ما را در چنین روزگار گرفتار کرده است،که با قومی سروکار است که حق گفتن پیش ایشان سختر است از شمشیر زدن در روی بیگانگان،و به دعوی آنجا رسیده‌اند که درجه ما از درجه انبیا کم نیست!!ص 180» «بدان که یار عزیز است-اگر آن است که ما می‌دانیم-اما اگر یار این است که ما می‌بینیم...."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.