Skip to main content
فهرست مقالات

داستان پیغمبران: ابراهیم

نویسنده:

(6 صفحه - از 36 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : نمرود، ابراهیم، آزر، زن، آتش، غار، مادر، فرمان، طفل، نزدیکان نمرود

خلاصه ماشینی: "همزبانی و همنشینی با چنین مردمانی نااهل و متملق و بدآموز و بیشی‌ طلب وی را چنان به گمراهی و تباهی افکند که او از غایت خودکامگی دعوی خدائی کرد و آنان که نگهدار سود خویش بودند نه در اندیشه و در بند صلاح خداوند خود و خیر مردم، به پرستش او تظاهر کردند و خلق را بدان کار می‌خواندند. خدای‌ چاره‌گر برای نمودن قدرت خویش چنان کرد که شکم ابیوانا تا هنگام بار نهادن پیش نیامد (*)در تنظیم این مقاله از قرآن مجید و کتابهای:قصص قرآن برگرفته از تفسیر ابو بکر عتیق نیشابوری،قصص الانبیاء تألیف ابواسحق نیشابوری؛کتاب مقدس،حیات القلوب‌ تألیف ملا محمد باقر مجلسی،تفسیر گازر،تفسیر طبری،و چند کتاب دیگر استفاده شده است. ابراهیم‌ به خویش آمد و گفت غلط پنداشتم چیزی که بدین زودی ناپیدا شود سزاوار پرستش نیست و در این اندیشه بود که ماه سر بر زد. «آزر نمرود را گفت ای خدایگان،فرمان‌ ده اکنون تا من که پدرم ابراهیم را به دست خویش در آتش اندازم تا صلابت من در دین‌ پدید آید»2،و هارن برادر آزر که در تملق گفتن از او چالاک‌تر و بی‌باک‌تر بود گفت: «ای خدایگان،وی پدر است؛مهر پدری وی را فرو نگذارد که پسر خویش را به دست خویش‌ بسوزد. نمرود و مقربانش که همه از تف آتش به نقبها و غارها پناه برده بودند هفت روز بعد بدان جایگاه باز گشتند بر این گمان و امید که ابراهیم سوخته و خاکستر شده. ابراهیم که آگاه بود اگر کالای آنچنانی او هویدا گردد سرمایه‌اش از کفش می‌رود به تضرع‌ خواست که آنرا نگشایند و گفت چنان پندارید که در این صندوق نفیس‌ترین کالاست،عشر آن را چندان‌که خود گویید بگیرید و رها کنید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.