Skip to main content
فهرست مقالات

گذشت سال در خور

شاعر:

(3 صفحه - از 47 تا 49)

کلید واژه های ماشینی : نخل، گذشت سال در خور، قوز بالا قوز دست دهقان، آب، باغ، زنان، دانه‌هائی، کویر، خدا، بیابانی

خلاصه ماشینی: "عبد الکریم حکمت یغمائی «گذشت سال درخور» خور آنجا که زادگاه من است‌ سال‌ها برده بودمش از یاد از قضا دست روزگار مرا بار دیگر بدست آنجا داد * آمدم سوی آشنا اما همه ناآشنای من بودند می‌نمودند چون وراندازم‌ چشم‌ها،گوئیا سخن بودند * می‌نهادم قدم بهر گوشه‌ بر سر چهار سو و یا گذری‌ زنده می‌شد به ذهن خاطره‌ها شکل می‌یافت ز آن همه اثری * با نگاه ملال‌آور خویش‌ می‌نمودم نظر ز«گلدسته» خور در فقر دست و پا میزد بود از گردش زمان خسته * کوچه‌هائی که رفت‌وآمد داشت‌ در سکوتی عمیق رفته فرو شده آرام از بیا و برو کوی«گودال»و کوچهء«سکرو»1 * رونق دشت از میان رفته‌ غم بر آن سخت سایه گسترده‌ از«مگستان‌2»پرطراوت خور نیست،جز نخل‌های پژمرده * خنده میزد«کویله‌3»چون بر نخل‌ بود زیبائی دو چندانش‌ در میان زمردین مجری‌ رشته‌های سپید دندانش (1)-نام دو کوچهء از دهکدهء«خور» (2)-مک بضم اول نخل."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.