Skip to main content
فهرست مقالات

تآتر آنژلیکا

(10 صفحه - از 33 تا 42)

کلید واژه های ماشینی : ارلاندو، مرد، زن، آنژلیکا، مردم، انتخابات، تارتاگلیا، شهر، ژیاندویا، پولچی‌نلا

خلاصه ماشینی:

"آقای ارلاندو!شما شبان مسخره یک گلهء گوسفند بیمار،افسونگر ناشی یکدسته افعی زهر دار،پیشوان نادان گروهی افسار گسیخته‌ هستید،بجای جنگیدن و زندگی را بخطر افکندن باین مردم نگاه کنید،من این مردم‌ را تا ژرفنای دلهاشان شناخته‌ام-آری مقام‌ فرمانداری مانند رصدخانه بلورینی است برای‌ مطالعه طرز زندگی این مورچه‌ها که انسانشان‌ مینامیم-آیا قبول ندارید که حکومتی که‌ کلید همه درهای قدرت را به دست دارد،میتواند بگوید کلیدهای ارواح هم در اختیارش است. مردم گاهی حاضر میشوند که‌ بضعف خود اقرار کنند ولی هرگز نمی‌خواهند دلاوری دیگران را بپذیرند،زبان حال مردم‌ این است که میگویند من فلان کار را نخواهم‌ کرد زیرا که امکان موفقیت وجود ندارد،ولی‌ آیا مردم حاضرند کسانی را که موفق میشوند دوست داشته باشند؟خدا نگهدار ارلاندو! ولی مگر من جانم را به خطر انداختم،خوشبختی و آسایش دودمانم را فدا کردم،تا سرانجام‌ گواه چنین آشفتگی‌ها باشم!کدام دولت عاقل‌ مردم را در انتخابات نماینده‌ها آزاد میگذارد؟ پس وظیفه فرماندار چیست؟در آغاز کار وقتی‌ دیدم که ارلاندو که مردی باهوش و زیرک است‌ تصور کردم که هنگامیکه از آزادی حرف میزند ارزش آنرا در می‌یابد و منظورش از آزادی، آزادی برای ما،آزادی برای عقلا و دانشمندان، آزادی برای دارندگان صنایع است نه برای‌ پابرهنه‌های کشور!افسوس که این آقا که مدعی‌ طرفداری آزادی بود اولین اقدامش آزاد کردن‌ بازرگانی و لغو مقررات گمرکی بود! من نمی‌دانم ارلاندو چه راهی را پیش گرفته؟این آدم با ماها اظهار دوستی میکرد،و اکنون نمی‌خواهد کامیون‌های نظامی را در اختیار ما بگذارد تا رأی‌دهندگان را بسر صندوق‌ها ببریم!!حالا نمی‌دانم تکلیف ما چیست؟در داخل شهر ما هواخواه نداریم و اگر بخواهیم انتخاب بشویم‌ باید در روستاها کمی خرج کنیم و گاهی هم‌ چماق‌ها را بکار بیاندازیم و با کامیون رأی‌ دهندگان را به جاهای لازم ببریم ولی این آقا کامیون نمیدهد..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.