Skip to main content
فهرست مقالات

صدرالدین عینی شاعر و نویسنده تاجیکستان شوروی

نویسنده:

(10 صفحه - از 480 تا 489)

کلید واژه های ماشینی : بخارا، صدر الدین، دختر، قاضی، شعر، شهر، قاضی خانه پسر کاسه‌گر، آواز، عینی شاعر، کتاب

خلاصه ماشینی:

"پسر سید عمر خواجه،یعنی پدر صدر الدین در این هنگام در بخارا درس می‌خوانده، در بازگشت دختری از بزرگان دهکده را بنام«زیور آی»به زنی اختیار کرده و از او فرزندان‌ آورده که یکی صدر الدین است. بی‌نوائی و گرسنگی‌ او را مجبور می‌کند که در خانهء یکی از بزرگان بخارا موسوم به شریف جان مخدوم‌ مستخدم شود و ظاهرا در این موقع شانزده هفده سال داشته است. پس از ختم درس به دربار عبد الاحد که در آن وقت‌ها (در زمان پدرش)در کرمینه حاکم بود کشیده شده است عبد الاحد بعد از امیر بخارا شدنش او را نیز در دربار نگاه داشته به منصب‌های گوناگون منصوب کرده‌ است. اما میرشبی منصب،از میرابی هم‌ بدتر بود چون‌که اگر میراب از دهقانان پاره خورده تامین معیشت نماید باید میرشب با دزدان و قماربازان شریک می‌شد و از همین کار مردار تامین معیشت‌ خود نموده به امیر هم سالی چند بار پیشکش میفرستاد. حبیبه بعد از بمن دو سه بار خواباندن آن غزل،کتاب را بدستش برداشته‌ آن غزل را چنان دلسوزانه خواند که در چشمانش آب چرخ زد و بمن هم آهنگ‌ حزینانهء او چنان تاثیر کرد که پشتم وجرراس زدن گرفت خصوصا وقتی بیت زرین‌ را می‌خواند: هر دم چو بی‌وفایان نتوان گرفت یاری‌ مائیم و آستانش تا جان زتن برآید احوال او چنان دیگرگون شد که من گمان کردم همین زمان بی‌هوش گردیده‌ بر زمین خواهد افتاد چشمانش را پوشید،قدری خاموش ماند آبی که در درون‌ چشمش در وقت سرود چرخ می‌زد چکره چکره‌[قطره قطره‌]شاریده برویش‌ فرامد. بعد از خواندن قسم عربی خطبه و علاوه تاجیکی‌ آن با زبان تاجیکی به پسر کاسه‌گر خطاب کرد و گفت: -شما که در حالت عاقل و بالغ بودن در این مجلس خیر حاضر می‌باشید این دختر حاضر ایستاده را با نکاح مسلمانی قبول کردید به زنی؟ -قبول کردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.