Skip to main content
فهرست مقالات

تآتر «انژلیکا»

(10 صفحه - از 17 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : ارلاندو، فیلسوف، خبر، ژیاندویا، آنژلیکا، مه‌نه‌گینو، زندانی، شهر، مردم، تارتاگلیا

خلاصه ماشینی:

"دو روز پیش از این متن قانونی که در قرون وسطی معمول بوده‌ بیرون میکشد و برای خود حق«بهره شب اول» را قائل میشود و خبر داده است که امشب با آنژلیکا زیباترین دوشیزه که نامزد والریو است‌ میخواهد هم‌بستر شود. ارلاندو-و شما تحمل میکنید؟ ژیاندویا-تحمل نمی‌کنیم ولی چون‌ عملا از عدم تحمل ما نتیجه‌ای بدست نمیآید مانند این است که تحمل میکنیم! ارلاندو-فهمیدم(شمشیرش را میکشد با سروصدا روی میز میکوبد و فریاد میزند) آهای مردم میتینگ شروع شد-خانم دیگچهء مسی بمن بدهید-آهای همشهریان بیائید- ملت بیائید-کارگران،کشاورزان،کسبه، اصناف،بازرگانان،مالکان،نویسندگان‌ از پناه‌گاهها بیرون بیائید،بیائید،همه در این میدان گردهم آئیم. این آقا را ببینید چه‌ قیافهء باهوشی دارد،دختر خانم را به‌بینید، چه خوشگل است،این آقای کارگر بنظر بسیار ورزیده و کارکشته میآید،این آقای روستائی‌ می‌داند چه می‌خواهد،این دکاندار را ببینید، علائم درستکاری در ناصیه‌اش پیداست،همه بیائید، بابا نترسید،همینقدر که شماها نترسید دشمنتان‌ خواهد ترسید،(رو بخانم صاحب کافه)-این‌ آقا پانتالون است؟ ارلاندو-به!(روی دیگچه طبل‌ میزند)-آقای پانتالون بیائید باید دخترتان‌ را از خطر رهائی بخشید. ارلاندو-مردم شما همه میدانید عشق چیست؟والریو نامزد است و این خاندان‌ بر اثر هوا و هوس یک مرد زورگو درهم خواهد ریخت. خبرنگار-در این هولدونی شما دو نفرید؟ مه‌نه‌گینو-نه در اینجا سه نفر هستیم‌ سومی رئیس محضری است که ترازنامه دروغی‌ بانک فرماندار را نخواسته امضا بکند... بریگلا-(جوانی است که ظاهری‌ آراسته دارد و میخندد و از وضع تفریح میکند و مدعی است که مردم را دوست میدارند و شاید هم راست میگوید)-آیا شما طرفدار شورش و آشوب هستید؟ فرانکی پاترا-(کله‌اش طاس است‌ و باقی‌ماندهء موهای خاکستری را بزور شانه‌ به میان سر میبرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.