Skip to main content
فهرست مقالات

شهرزاد قصه گو

نویسنده:

(7 صفحه - از 592 تا 598)

کلید واژه های ماشینی : شهرزاد، قصه، شوش، ایران، آب، رنگ، اردشیر، یونان، ناهید، دخترها

خلاصه ماشینی:

"آنگاه جوانی از فارس سر برمی‌آورد که نامش کورش است و بر خویشان‌ خود که در ناز و نعمت غوطه‌وراند فائق می‌گردد و پادشاه همهء این سرزمین می‌شود. پس از چندی،سارد،غنی‌ترین شهر زمان در دست او جای می‌گیرد و سپس نوبت به‌ بابل می‌رسد که عروس دنیا است،و فرمانروای آن نیز مانند فرمانروای ماد،چون‌ مردمش از او بیزارند،بآسانی بزیر می‌افتد؛و کاروان عظیم چهل هزار اسیر آزادشدهء یهودی،که ظرفهای زرین و سیمین خود را در دست دارند،سرودخوانان و شکرگویان‌ به سرزمین خویش بازمیگردند. (1)-ماه یشت،ترجمهء پورداود،کردهء 2 (2)-ماه شبت کردهء 5 (3)-تیر یشت،کردهء 4 و 18 و 20 (4)-آبان یشت،کردهء 7 بعد از او،داریوش،سوار بر اسب شیهه‌زنندهء خود فراز می‌آید،و قلمرو پارس‌ها را تا بجائی می‌گسترد که برای دنیای آن روز خیره‌کننده است،میان چهار آب نام‌آور که چون چهار شریان دنیا است:سیحون و آرال در شمال؛عمان در جنوب؛سند در شرق و دریای مغرب در غرب. و این داریوش برای آنکه قدرت افسانه‌ای خود را در علامتی متجسم سازد،کاخ شوش را بر دوش نیمی از مردم آن روزگار بنا می‌کند: «و زمینی که کنده شد و شفته‌ای که انباشته و خشتی که مالیده شد،قوم بابلی‌ کرد... و اینان تنها قوچی هستند که می‌تواند در برابر کرگدن روم بایستد؛و یکبارش این است که سورنای پارتی با آنکه مانند زنها غازه می‌بندد و در جنگ دویست عراده حرم او را می‌کشد،پشت کراسوس رومی را چنان به زمین می‌آورد که دیگر هرگز برنخیزد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.