Skip to main content
فهرست مقالات

خلوتگه کاخ ابداع (10): شکایت

(14 صفحه - از 705 تا 718)

خلاصه ماشینی:

"دادوستد در کار است نه ارزشیابی هنر؛ازاینرو فریاد خشم و نفرین بدین صورت بدیع در دیوان‌ حافظ نقش می‌بندد: همای گو مفکن سایهء شرف هرگز بران دیار که طوطی کم از زغن باشد *** جای آنست که خون موج زند در دل لعل‌ زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش *** معرفت نیست در این قوم خدا را مددی‌ تا برم گوهر خود را به خریدار دگر *** آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند تکیه آن به که بدین بحر معلق نکنیم *** دفتر دانش ما جمله بشوئید بمی‌ که فلک دیدم در قصد دل دانا بود *** فلک بمردم نادان دهد زمام مراد تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس *** هنر نمی‌خرد ایام و غیر از اینم نیست‌ کجا روم به تجارت بدین کساد متاع *** صوفیان واستدند از گروهی همه رخت‌ خرقهء ماست که در خانهء خمار بماند بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند که مکدر شود آئینهء مهرآئینم *** ای گدایان خرابات خدا یار شماست‌ چشم انعام ندارید ز انعامی چند *** خدای را بمیم شستشوی خرقه کنید که من نمی‌شنوم بوی خیر از این اوضاع سربار ناملایمات و ناهنجاریها حسادت‌ورزی بی‌هنران و سعایت مدعیان است‌ است بطوریکه حافظ ناچار میشود یک غزل تمام در ستایش امیری بگوید تا زنگ‌ بدگمانی و کین را از لوح دل او بشوید چنانکه از سه بیت اخیر غزل«منم که گوشهء میخانه بارگاه من است»این معنی خوب مستفاد میشود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.