Skip to main content
فهرست مقالات

آینه: حکایتی طنز آمیز در شیوه نثر کهن

نویسنده:

(1 صفحه - از 151 تا 151)

خلاصه ماشینی:

"پشت،اگر یکباره،بر ماضی کنی‌ جان هر یغماگری،راضی کنی‌ این سخن،میراث بس دانشور است‌ بر تو،درجی،از هزاران گوهر است‌ همچنان،کافتاده از دستی بدست‌ دست فردا،از تو خواهد،بی‌شکست! وای اگر،از پشت آن زیبا تراش‌ این گهر،زان یاوه‌ها،یابد خراش! تا جهانی،خیره بر فرهنگ تست‌ گر،به پاسش دل نبندی،ننگ تست شیراز:20/1/1352 بقلم فریدون توللی آینه حکایتی طنزآمیز در شیوهء نثر کهن حسن بن مرحب سنجری را ضعف باصره،بر منکوحهء زشتروی، عارض بود و زن،از قبول آن،به اعراض! چون منکوحه باز آمد و سیمای خود در آینه بنگریست،از تاری چشم، درک حقیقت کردن نتوانست و،حسن را،به عتابی‌گران گفت: -دریغ از فطانت تو!که از پی آراستن این تالار،زر به بهای متاعی‌ چنین دهی و،این صورت عفریت،به قاب اندر نهی و،ندانی که نقاش این‌ هیولا را،دست از بن ساعد بریدن خوشتر،که این نقش عجیب،از وی خریدن! حسن،از شنیدن آن سخن بخندید و دست زن بگرفت و فرا پیش آینه‌ برد،و چون خاتون،حقیقت حال بدانست و کراهت رخسار خود،در آینه‌ بنگریست،لگدی سخت بر آن زد و خود از فرط غضب،نقش زمین گردید!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.