Skip to main content
فهرست مقالات

روزی که بهار را حس کردم

(2 صفحه - از 204 تا 205)

کلید واژه های ماشینی : بهار، حس، نشاط، خاموشی، طروات بهاری بمن، امید، جان آدمی طعمی، شعر منثور، عمر پر از ملال، طعم پدر بودن

خلاصه ماشینی:

"امیر آمد و درپی او زمزمهء پرندگان‌ بهاری در خاموشی طنین افکند. آمده بود که پیش از رفتن مدرسه از صورت تازه شستهء خود سهمی از طروات‌ بهاری بمن دهد. چرا این زیباترین موجودات کره خاکی باید بمدرسه روند؟ تا یک لحظهء دیگر دوباره خانه خاموش خواهد شد و این نور نوازشگری که از لای مژه‌های درازش سپیدهء امید و نشاط میافشاند تا عصر ناپدید میشود! دیگر صدای نفس امیر شنیده‌ نمی‌شد. تازه و بدیعی وجود ندارد که بسوی آن بشتابیم زیرا همه چیز چون خود ما کهنه‌ و فرسوده شده است. در این تیرگی‌های خستگی زای تنها از امیر هفت ساله این اعجاز روی میدهد که سرود زندگانی بگوش ما رسد و مانند دیالکتیک افلاطونی‌ نشان دهد که بهاری وجود دارد و از همهء اینها برتر و باور نکردنی به‌ ذائقهء جان آدمی طعمی تازه و بیمانند بچشاند-طعم پدر بودن و احتیاج‌ او به عشق و حمایت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.