Skip to main content
فهرست مقالات

تن آدمی شریف است ... (5)

نویسنده:

(12 صفحه - از 289 تا 300)

کلید واژه های ماشینی : کرمان، شاه، کر، کامیون، تیر، رستم، اسفندیار، تیمسار، بازرسی، شاطر، مردم، تاریخ، ترکان، جنگ، رستم و اسفندیار، آدمی شریف، چشم و گوش شاه، کامیون دارها، تیمسار کیکاوسی سنگین گوش، تیر بر چشم اسفندیار، استان کرمان، رستم تیر به چشم، کار، گوش بدیوار و چشم، بازرسی شاهنشاهی، دارهای کرمان، تیمسار سنگین گوش، حواشی تاریخ کرمان، مردم چشمم، گوش پهن

خلاصه ماشینی: "عهد جوانی گذشت در غم بود و نبود نوبت پیری رسید،صد غم دیگر فزود کارکنان سپهر بر سر دعوی شدند آنچه دادند دیر،باز گرفتند زود اتفاقا به یک عضو متجاوز بی‌رحم و بی‌انصاف خونخوار تبدیل یافته و جرمش تنها این بوده‌ که همسایهء بالائی او حلقه استخوانی است از موی پوشیده بنام ابرو که شکل کمان و شمشیر دارد،و در دو طرف او مویهای نازک نیم کجی به اسم مژه که اگر به مقیاس یک در هزار آنرا بزرگتر کنیم شباهت به تیغ و گاهی تیر پیدا می‌کند و چون در تاریخ ایران قوم ترک-خصوصا ترکان ماوراء النهری-اغلب در خدمات نظامی و جنگی خدمت میکرده‌اند و بیشتر هم به‌ سلطنت رسیده‌اند،از اینجهت،چشم-که پادشاه بدن است-در عالم خارج به ترکی کمان بدست‌ تشبیه شده و به همین حساب بوده است که فردوسی وقتی در وصف چشم ایاز معشوق ترک سلطان‌ محمود ترک سخن می‌پردازد،چنین می‌گوید: مست است بتا چشم تو و تیر بدست‌ بس کس که ز تیر چشم مست تو بخست گر پوشد عارضت زره عذرش هست‌ کز تیر بترسد همه کس خاصه زمست‌1 و این تعدی و ستم روا داشتن و دروغ بستن به دیدگان لطیف آهو چشمان حتی تا همین اواخر-یعنی بعد از اختراع باروت و در موزه نشستن تیغ و تیر و کمان و اضمحلال‌ امپراطوری ترکان عثمانی هم-ادامه داشت چندانکه مرحوم بهار میفرمود: ای ناز دانه یار سر از مهر بازکش‌ بسیار ناز داری و بسیار نازکش فرماندهی است چشم تو،زا برو کشیده تیغ‌ پیشش سپاه مژه بحال درازکش منتهی بعد از مشروطه،وقتی یپرم ارمنی سپاه دولتی محمد علیشاه را شکست داد و به کمک بمب و آتش توپخانه بساط سلطنت قاجار را درهم نور دید و کار به دست سپاه بختیاری‌ و گیلانی و ترکان«ملا نصر الدین»خوان مشروطه خواه ستارخانی و باقر خانی افتاد،شاعر ما باز هم چشم را،همان ترک متجاوز متعدی سابق قلمدادد کرد منتهی با صلاح روز و با زبان روز: چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است‌ یا ز ترکان صحیح النسب قفقاز است‌ دست خالی زده‌ام توپ به سودای تو من‌ گر تو خیرم نکنی مشت من اینجا باز است‌ چشم تو آس و رخت بی‌بی و ابروی تو شاه‌ موی لکاته وخیل مژگان سرباز است..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.