Skip to main content
فهرست مقالات

نظری به کاخ ابداع

نویسنده:

(11 صفحه - از 403 تا 413)

کلید واژه های ماشینی : حافظ ،کاخ ابداع ،شاعر ،غزل ،عشق ،شعر ،دیوان ،عرفان ،غزلهای حافظ ،شکایت ،دیوان حافظ ،عارفان ،سخن ،خلوتگه کاخ ابداع ،حقیقت ،شعر حافظ ،دیوان حافظ مفهوم غزل حافظ ،انسان ،بخش باز درباره‌ی بیتهای ،زندگی ،استدلال ،تحلیل ،معنی ،شیوه‌ی ،نویسنده‌ی کاخ ابداع ،آثار ،عنوان کاخ ابداع ،غزلهای حافظ انسان ،موضوع ،حقایق عرفانی حافظ

خلاصه ماشینی:

"در بخش 10 ذیل عنوان شکایت،نویسنده نخست درباره‌ی شاعرانی که به سبب رفاه‌ زندگی و سروکار داشتن با ممدوحی بخشنده یا عارف پیشگانی همچون:سنایی(در دوره‌ دوم شاعری)و عطار و مولوی که به علت داشتن«مقصدی اجل و اسمی»شعر سروده‌اند، به بحث پرداخته و سپس از شکایت فردوسی و مسعود سعد و رثاء خاقانی(که به منظور کمی‌ صله شکایت ندارد)گفتگو می‌کند و شکایتهای خاقانی را«اغلب از کمیابی صفا و دوستی، آزادگی و مروت،رادی و مردانگی است»و او را در این‌باره سرآمد شاعران می‌شمرد و برخی از ابیات وی را با غزلهای حافظ می‌سنجد و سپس می‌نویسد:انتقادات حافظ را از ریاکاری و مردم‌فریبی زاهدان فرومایه با شکایت خاقانی مقایسه می‌کند و از شکایت‌ حافظ درباره‌ی نبودن اهل کرم و«امرای حقیر آل مظفر»سخن به میان می‌آورد و به‌ ویژه به این نکته که حافظ«در زمان حیات دچار حسد و سعایت و خبث بدخواهان شده، از اینرو به هنر خود می‌بالد»بحق اشاره می‌کند و حافظ را از«خودستایی»تبرئه‌ می‌کند براستی هم بیتهایی از قبیل: غزل گفتی و در سفتی بپا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را در آسمان نه عجب گر به گفتهء حافظ سرود زهره برقص آورد مسیحا را عدد که منطق حافظ طمع کند در شعر همان حدیث همای و طریق خطاست‌ عراق و پارس گرفتی به شعر خوش حافظ بیا که نوبت بغداد و وقت تبریزست‌ حافظ چه طرفه شاخه نباتیست شعر تو کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است‌ حسد چه می‌بری ای سست‌نظم بر حافظ قبول خاطر و لطف سخن خدادادست‌ حافظ چو آب لطف ز طبع تو می‌چکد حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت که نویسنده هم آنها را به عنوان شاهد آورده است و ده‌ها بیت دیگر از این دست، همه بر رغم حسودان غرض و رز و ساعی و محیط مسمومی است که هنر و ادب حقیقی را با اشعار«سست»و پوچ در یک ترازو می‌سنجیدند و حافظ ناگزیر بود خود«لطف سخن» و«منطق»و«قبول خاطر»خویش را در نزد ادب دوستان واقعی باز گوید و بدینسان‌ دهان یاوه‌گویان حسود را ببندد و اگر مجموع این ابیات را گرد آوریم این حقیقت را نشان خواهد داد که هیچکس بهتر از خود شاعر«لطف سخن»وی را نمی‌تواند باز گوید و به نقد بیغرضانه غزلهای وی بپردازد چنانکه در بیت «حافظ چو آب لطف ز طبع تو می‌چکد» استعاره‌ای به این لطافت که درعین‌حال کلمه‌ی«آب»روانی و جزالت شعر او را نیز یادآور می‌شود و تشبیه سخن روان را به آب به خاطر می‌آورد،بهترین کلیدی‌ است برای حافظشناسی و درک لطایف سخن این نابغه‌ی بزرگوار."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.