Skip to main content
فهرست مقالات

باری بگو

شاعر:

(1 صفحه - از 710 تا 710)

کلید واژه های ماشینی : حسام‌الدین چلبی تقریر، مثنوی، مولانا هنگام تقریر مثنوی، صبح، صبوحی با می منصور، قدر، پارسا تویسرکانی، مخدومی حسام‌الدین، یاری بما، داستان طوطی و بازرگان

خلاصه ماشینی:

"می‌نشست و مثنوی را بر حسام الدین چلبی تقریر می‌کرد و او آن را می‌نوشت. روایت‌های‌ افلاکی دربارهء مولانا هرچند افسانه آمیز باشد،بهرحال حاکی از تصویری است که از او در ذهن نزدیکانش بوده است. (1)-در مورد شب زنده‌داری‌های مولانا هنگام تقریر مثنوی،این دو بیت مثنوی را در نظر آوریم: صبح شد ای صبح را پشت و پناه‌ عذر مخدومی حسام الدین بخواه‌ تافت نور صبح ما از نور تو در صبوحی با می منصور تو (داستان طوطی و بازرگان) پارسا تویسرکانی باری بگو گر سر یاری بما داری بگو ورنداری،بازگو،باری بگو من که گفتم،نیست یاری جز توام‌ گر ترا جز من بود یاری بگو من گرفتار دلی سودائیم‌ گر تو هم چون من گرفتاری بگو نقل قول دیگران بیگانگی است‌ حال ما را،خود چه پنداری بگو از جفایت داستان‌ها گفته‌اند گر تو،هم با کس وفاداری بگو حسن می با ما بگو،نه عیب می‌ پیش مستان،عیب هشیاری بگو پارسا را آنچه عمری آرزوست‌ پاسخش نه بود،یک آری بگو"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.