Skip to main content
فهرست مقالات

تن آدمی شریف است ... (10)

نویسنده:

(10 صفحه - از 610 تا 619)

کلید واژه های ماشینی : رودکی، دندان، بینائی، هرمز، شاعر، دالتون، میل، مجازات، شعر، هرمزد

خلاصه ماشینی:

"حقیقت اینست که آدمی که اینطور گل و شراب را وصف می‌کند،چطور می‌شود رنگ آنرا ندیده باشد؟ گل بهاری،بت تناری‌ نبیذ داری چرا نیاری؟ نبیذ روشن چو ابر بهمن‌ به نزد گلشن چرا نیاری؟ یا آنجا که صحبت از گذشته خود می‌کند: همیشه چشمم زی زلفکان چابک بود همیشه گوشم زی مردم سخندان بود اصولا آدم کور،مشکل می‌نماید که در جوانی از دیوار همسایه بالا برود و با کنیزک‌ همسایه سروسری پیدا کند،زیرا آنقدر آدم چشم‌دار هست که مشکل می‌نماید کنیزکی به پسر کور همسایه همراز شود و اصولا حرکات«دون‌ژوانی»از یک کور بعید می‌نماید: همی خرید و همی سخت بی‌شمار درم‌ به شهر هرکه یک ترک نارپستان بود با کنیزک نیکو که میل داشت بدو به شب ز یاری او نزد جمله مهمان بود به روز چونکه نیارست شد به دیدن او نهیب خواجه او بود و بیم زندان بود1 ازینها گذشته من می‌خواهم یک دلیل دیگری بر بینائی رودکی حتی در زمان پیری او بیاورم و البته مقصودم تبرئه امری سامانی از شکنجه دادن و کور کردن روشنفکران اسماعیلی‌ مذهب نیست بلکه از آن‌جهت که این شاعر بزرگ،که به روایتی میلیونها بیت شعر داشته، اگر کور بود،مثل شعرای کور دیگر،قاعدة می‌بایست بهترین و لطیف‌ترین شعرش در باب‌ کوری‌اش باشد،و طبعا مردم هم آن شعر را حتما در سینه‌ها ظبط می‌کردند-مثل آثار ابو العلاء و میلتون و شوریده-ولو آنکه دیوانش از میان برود،و حال آنکه در اشعار باقیمانده از رودکی که اتفاقا تعداد آن هم کم نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.