Skip to main content
فهرست مقالات

استاد مهرداد اوستا بزرگ قصیده سرایان معاصر

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(7 صفحه - از 1 تا 7)

خلاصه ماشینی:

"و آن تبرای لازم که‌ از یک ادبیات متعهد و مسئول انتظار می‌رفت متأسفانه‌ در این ادبیات دیده نشد،البته این انتقادی که می‌کنم‌ شاید در درجهء اول به خودم وارد باشد،به عنوان کسی‌ که گوشه‌ای از کار را گرفته است،برای مثال بیدل-که‌ حساسیت و علاقه به او رهگذر شما و آشنایی با استاد اوستا و دوستان دیگر،پیدا شد-می‌گوید: زرپرستی می‌کند دل را سیاه‌ آخر این صفرا به سودا می‌کشد من این مسئله را مطرح می‌کنم که ادبیات انقلاب‌ در کنار ثبت حماسه‌ها،در کنار ثبت ارزش‌های‌ معنوی انقلاب که وظیفه‌اش بوده است،آن طورکه باید و شاید از زرپرستی تبری کرده و زرپرستی از طرف ادبیات‌ انقلاب،مورد نقد جدی قرار گرفته است؟البته کارهایی‌ در این زمینه شده ولی آیا این کارها،واقعا همان‌ کارهایی است که باید انجام می‌شده،آیا بازتاب داشته‌ است،یعنی به همان قوتی که ما تولی داشتیم آیا تبری‌ هم داشتیم؟اگر نه،چکار باید بکنیم و از این به بعد چه‌ راهی را باید پیش بگیریم؟من این طور فکر می‌کنم‌ که اگر بخواهیم یک مقدار از سؤال قبلی را در زمینهء علت این فروکش پاسخ بدهیم به اینجا می‌رسیم که‌ تراکم مقوله‌های تبری‌انگیز باعث می‌شود که اصلا هنرمند خلع‌انگیزه بشود،چرا؟چون در این زمینه‌ تمرین ندارد و کار نکرده است من اصطلاحی را از یک‌ قصه گرفته‌ام به نام«شته‌ها و شکوفه‌ها»واقعیت این‌ است که بر روی درخت این انقلاب شکوفه‌های سفید بسیار روئیده است و شته هم در کنارش هست."

صفحه:
از 1 تا 7