Skip to main content
فهرست مقالات

کودکان بی کودکی

مصاحبه شونده:

(2 صفحه - از 60 تا 61)

وی بازی»است، کوشیده است تا با تکیه بر تجربیات‌ طولانی‌اش،به بررسی مشکلات روابط والدین و کودکان در دوران کنونی‌ بپردازد. این کتاب چندی است که از سوی‌ انتشارات«روبرلافون»چاپ شده‌ است. آنچه در زیر می‌خوانید،ترجمه‌ گفتگوئی است که به مناسبت انتشار این‌ کتاب باوی انجام گرفته است:

خلاصه ماشینی:

"-پس کودک بودن در دوره و زمانه ما دشوار است؟ اوه بله!در ایالات متحده،موضوع نابودی‌ کودکی،کودکان بی کودکی،در آثار اخیر مورد بحث قرار گرفته است،و این امر قبل‌ از هر چیز دلشان می‌خواهد که کودکانشان‌ حرکت آنها را بفهمند،بنابراین موقعیت خود را برایشان توضیح می‌دهند. -به این ترتیب آنها با فراموش کردن‌ خاطرات کودکی خود،چه چیزی را می‌توانند از خودشان به کودکانشان منتقل‌ کنند؟ من پیرمرد،خیاطی را به یاد می‌آورم که‌ برای دوختن لباس به خانه ما می‌آمد،گاهی‌ اوقات مادرم هم دوخت و دوز می‌کرد. و موقعی که والدین‌ نسبت به ارزشهائی که متعلق به آنهاست دو دل هستند،کودکان دیگر نمی‌دانند که با چه چیزی هویت خودشان را تعیین کنند، و این خیلی برای آنها بد است. من هیچوقت از تکرار این مطلب خود داری نخواهم کرد که والدین مرتکب اشتباه‌ بزرگی می‌شوند که تصور می‌کنند مشکلات‌ در درون خانواده نمی‌بایستی وجود داشته‌ باشد،برعکس،مشکلات درونی بین والدین‌ و کودکان،کشمکش خیلی خوبی است و به‌ کودکان اجازه می‌دهد تا تمام مسائل‌ دیگری را که بایستی در طی زندگی‌ بزرگسالی با آن روبروشوند،یاد بگیرند. -تصویر نمی‌کنیدکه مشکلی که والدین‌ در پذیرفتن مسائل دارند از این واقعیت‌ ناشی می‌شود که آنها جز یک یا دو کودک‌ ندارند؟ مسلم است که انسان از کودک اول‌ چیز زیادی یاد می‌گیرد،و موقعی که جز یک‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود)کودک،از طریق تلویزیون با تمام مسائل فاجعه‌آمیز جهان آشنا می‌شود.. در دورهء ما،او تقریبا در سی سالگی‌اش شروع می‌کند که به‌ قول معروف«سر و سامانی به خودش بدهد»، این به نظر من خیلی دیر است."

صفحه:
از 60 تا 61