Skip to main content
فهرست مقالات

تولستوی، مولوی دوران جدید (2)

نویسنده:

(8 صفحه - از 9 تا 16)

خلاصه ماشینی:

"پس رستگاری بشر را در آن می‌داند که فکر کننده خوبی باشد،«اصل اخلاق در این است،اما عقل‌ و منطق از نظر تولستوی چیست؟عقل از نظر او قبول وضع زندگی بشری است‌ همان وضع طبیعی و حیوانی،بشرط آن که بشر،طبیعت حیوانی خود را تابع عقل‌ کند. زنش به او نوشت:«در گذشته می‌گفتی که چون‌ ایمان ندارم؛می‌خواهم خود را حلق آویز کنم،حالا دیگر که ایمان داری، چرا اینقدر بدبخت هستی؟» تولستوی در این دوره از زندگی خود تمدن جدید و آثار سوء آن را به‌ باد سرزنش می‌گیرد. 1 و به شوهر خود چنین می‌گوید:«من دارم به این عقیده می‌رسم که وقتی‌ کسی ناگهان از دیدن چیزهای خوب در زندگی چشم می‌پوشد و جز بدی‌ها و زشتی‌ها چیزی را نمی‌بیند،باید قاعده مریض شده باشد. تولستوی برای پیشبرد نقشه مذهبی خود شروع به آموختن زبان عبری می‌کند،و این دیگر برای کنتس غیر قابل تحمل‌ است. رومن رولان می‌نویسد که تولستوی با آنان موافق نبود ولی هنگامی که‌ در دهکده خود دید که سماورها و گوسفندهای مردم فقیر را در برابر چشم‌های‌ گریان آنها می‌گیرند و دولتی‌ها هم بی اعتنا تماشا می‌کنند،تغییر عقیده داد و او نیز صدای خود را به(انتقام)بر ضد دژخیمان بلند کرد. تغییر حال مولانا او را نسبت به آنان بی‌اعتنا کرده،و چه‌بسا که اطرافیان او نیز تغییر یافته و قو الان و مطربان شوریده حالان،جای مریدان دینی را گرفته بودند، و وجوهی که می‌رسیده به سوی آن‌ها می‌رفته و البته این امر موجب ناخشنودی‌ برخورداری‌های پیشین می‌شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.