Skip to main content
فهرست مقالات

«چیده چیده» از سفر پاکستان

گزارشگر:

(4 صفحه - از 36 تا 39)

خلاصه ماشینی:

"شبی که له لطف پیر حسام الدین راشدی از محفل دوستان حیدر آباد برخوردار شدیم‌ و مهمان رایرن گرامی فرهنگی خودمان بودیم حضور احمد سلیم استاد فارسی دانشگاه سند غزلی را که تازه سروده بود خواند و لذت بردیم: باید به جهان محرم اسرار و دگر هیچ‌ نازم که مرا هست دل زار و دگر هیچ‌ من گوش ندارم زپی قصهء اغیار ای دوست بکن تذکرهء یار و دگر هیچ‌ دارم ز تو ای باد صبا چشم عنایت‌ آن نکهت جانبخش به من آر و دگر هیچ‌ جان گشت پی خال رخش صید و دگر خیر دل شد به غم زلف گرفتار و دگر هیچ‌ بینیم چو یک بار دگر هوش نماند کن زحمت دیدار به یکبار و دگر هیچ‌ خوش‌بختی ما بین که درین وادی غربت‌ مائیم و خیال رخ دلدار و دگر هیچ گر حرف و حکایات جنون را بتوانی‌ هم بر رسن و دار نگهدار و دگر هیچ‌ از واعظ این شهر چرا پند پذیرم‌ کوهست فقط جبه و دستار و دگر هیچ‌ گردید فدا جان سلیم از پی جانان‌ زیرا که چنین بود سزاوار و دگر هیچ نسخ خطی نسخ خطی در پاکستان زیاد است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.