Skip to main content
فهرست مقالات

تولستوی، مولوی دوران جدید (3)

نویسنده:

(11 صفحه - از 65 تا 75)

کلید واژه های ماشینی : تولستوی، مولانا، شمس، مرگ، ولدنامه، صلاح‌الدین، زندگی، فروزانفر، مولوی دوران جدید، مریدان

خلاصه ماشینی:

"بنا به روایت‌ ولدنامه صلاح الدین وصیت کرده بود که جنازهء او را نه به آئین عزا،بلکه با شادی به خاک سپارند،زیرا:چرا ماتم برای کسی گرفته شود که از محنت خانهء این جهان رهائی یافته است؟ افلاکی مراسم تشییع را چنین حکایت می‌کند:«مولانا بیامد و سر مبارک‌ را باز کرده نعره‌ها می‌زد و شورها می‌کرد،فرمود:بشارتها و نقاره‌زنان آوردند و از نفیر خلقان قیامت برخاسته بود و هشت جوق گویندگان در پیش جنازه می- رفتند و جنازهء شیخ را اصحاب کرام برگرفته بودند و حضرت خداوند گارتاتربت‌ حضرت بهاء ولد چرخ‌زنان و سماع‌کنان می‌رفت... از خود می‌پرسید که‌ چرا این میلیاردها مردم دستخوش یک چنین نومیدی نبودند و همدیگر را نمی‌کشتند و سرانجام خود2به کشف این موضوع پرداخت که تنها چیزی که آنها را به‌ (1)-به نقل از رومن رولان،ص 82-84(ترجمه از متن فرانسه) (2)-همان کتاب،ص 84 ادامهء زندگی وامی‌داشت نه عقل بلکه«ایمان»بود. در آن واحد هم دستخوش جذبه بودم و هم دستخوش هراس،سپس همهء آنچه توهم می‌کردم‌ به این اندیشه شاد بدل شد: «تا این زنده است،من در زندگی تنها نخواهم بود1»(ص 74-75) و در جای دیگر می‌نویسد: «در وجود تولستوی چیزی هست که همواره این آرزو را در من برانگیخته است‌ که بلند فریاد بزنم:«ببینید چه مرد اعجوبه‌ای روی این زمین زندگی می‌کند!»2 مولانا جلال الدین نیز بنا به آنچه از آثار و شرح زندگیش استنباط می‌شود، از یک چنین جاذبهء عجیب برخوردار بوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.