Skip to main content
فهرست مقالات

غزل

شاعر:

(1 صفحه - از 87 تا 87)

خلاصه ماشینی:

"بسیار ساختمان‌های بزرگ تعمیر(ساخته)شده‌اند و بسیار زیر تکمیل هستند. بعد از مراجعت به هندوستان من از یک دوست ایرانی پرسیدیم که شما آن فردوس را گذاشته در این اعراف چگونه می‌گزارنید. گفت در آن زمان که ما از ایران به هندوستان‌ آمدیم فردوس خوابی و خیالی بود زحمت انتظار نکشیدیم و سوی هندوستان روان شدیم- فردوس زیر سایه شاهنشاء و به همت و ابتکارات او اکنون تکمیل یافت ولی در اعراف شما چنان دلبستگی شد که باز رفتن نتوانیم. سید نور محمد اکیلوی 15 جنوری سنه 1974 حبیب الله ذو القدر غزل «تابناک» می‌کشد دود،سر از سینه و دل سوختنی است‌ قحط مهر است و کسی را غم این سوخته نیست! آتش افتاده بجان من و جز دامن زن‌ هیچ،دامن زن این آتش افروخته،نیست‌ سر افروخته،در پای تو انداخته‌ام‌ در جهانم بجز این خواسته،اندوخته نیست‌ برش خوشتر از اندازه،که اندام تو راست‌ دیده‌ای نیست که چون تکمه بر آن دوخته نیست‌ آنچنان نغز و لطیف است که یک پارچه روح!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.