Skip to main content
فهرست مقالات

میرزاده عشقی

نویسنده:

(8 صفحه - از 92 تا 99)

کلید واژه های ماشینی : عشقی، شعر، شاعر، میرزاده عشقی، غزل، ادبی، قصیده‌ای، ادبیات، هجو، مضمون

خلاصه ماشینی:

"» اگر عمر او لا اقل به اندازهء متوسط طول آدمی می‌رسید،اشعارش بسی روانتر،بهتر و مسلما بیشتر می‌شد و چه بسا که در آنچه قبلا گفته بود تجدیدنظر می‌کرد،اتفاقا خود آن مرحوم به این نکته توجه داشته و می‌گوید: من تازه شاعرم سخن این‌سان سروده‌ام‌ وای ارکه کهنه کار شوم در سخنوری‌ شاید همین قریحه در آینده آورد الواح همچو گفته سعدی و انوری و نظر آقای رجوی چنین است: در بزم شعر طرز نو آورد و در گذشت‌ وز کوی عشق سوزوگدازی ببرد و رفت *** عشقی در مقدمه«ایدآل یک نفر پیرمرد دهقانی؟»که همان سه تابلو معروف اوست‌ چنین می‌گوید: «فارسی زبان‌ها،من شروع کرده‌ام به یک شکل نوظهوری افکار شاعرانه‌ام را به نظر درآورم و پیش خود خیال کرده‌ام که انقلاب ادبیات زبان فارسی با این اقدام انجام خواهد گرفت. اشعاری دارد که در آن جنبهء لفظ و معنی هر دو خوب است از جمله غزل او تحت‌ عنوان«نکوهش سپهر کج رفتار»و«احتیاج»ولی اکثرا جنبه معنی بر لفظ می‌چربد چنین‌ به نظر می‌رسد که اگر تاریخ سرودن اشعار او را در نظر داشته باشیم به هر نسبت که شعر متأخرتر است کم عیب‌تر می‌نماید و اشعار ناپخته‌اش بیشتر مربوط به اوائل عمرش و حتی‌ دوازده سالگی او است از آنجا که«مرد شیفته فرزند و عقل و شعر خویش است»او با اینکه خود در مواردی متوجه عیوب کلامش بوده آنها را از بین نبرده و در دیوانش بجا مانده‌ است و حتی یک غزل را به خاطر یک بیت خوب نگهداشته،غزل«رخ‌پاک»او نسبا خوب‌ است و اشعار حافظ را به یاد می‌آورد و غزل«شب‌وصال»تا حدودی غزلیات متوسط سعدی‌ را ماننده است با این وصف عشقی نه تنها نمی‌تواند با ایرج میرزا پهلو بزند که به پای فرخی‌ یزدی و لاهوتی هم نمی‌رسد چه عمر کوتاهش مجال تمرین بیشتر را از او سلب کرد و روزگار نگذاشت که بهتر بدرخشد او کسی بود که زندگیش«شعر»بود و شعرش«نظم»و شعرش‌ زیباتر از نظمش،خدایش بیامرزاد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.