Skip to main content
فهرست مقالات

کلمات فارسی در زبان عامیانه مصری

نویسنده:

مترجم:

(3 صفحه - از 27 تا 29)

کلید واژه های ماشینی : زبان عامیانه مصر، کلمات فارسی در زبان عامیانه، کلمه فارسی، زبان عامیانهء مصر، معنی، عربی، معرب، اعراب، کلمهء فارسی، فرهنگ عامیانه مصر به‌معنی

خلاصه ماشینی:

"خوشاب:برگرفته از کلمهء فارسی«خوشاب»کلمه‌ فارسی که از دو جزء خوش و«آب»به وجود آمده است به‌ معنای تازه،سیراب،و به نوعی شراب نیز گفته می‌شود و در زبان عامیانه مصر به نوعی شراب گفته می‌شود. اسطوانه:برگرفته از کلمه فارسی«استوانه»به معنی‌ که به شکل«اسطوانه»معرب شده و در زبان عامیانهء مصر همان معنای فارسی را می‌دهد،همچنین در زبان فصیح‌ به صفحه گرامافون نیز اطلاق می‌شود. 8-حرفه و صنعت اوسطی:برگرفته از کلمهء فارسی«استاد»به معنی معلم که‌ به شکل«استاد»معرب شده است،در فارسی همچنین‌ «استا»و«اوستاد»گفته می‌شود،این کلمه در زبان عامیانه‌ مصری به معنای فرد ماهر است. خانکه:برگرفته از کلمه فارسی«خانگاه»که به شکل‌ «خانقاه»معرب شده است به معنی محل اجتماع درویشان، مرکب از دو جزء«خانه«و«گاه»و در زبان عامیانه مصری به‌ معنی بیمارستان مخصوص دیوانگان می‌باشد. رهوان:برگرفته از کلمهء فارسی«رهوار»به معنی‌ مرکب سریع السیر،و در زبان عامیانه مصر نیز همین معنی را می‌دهد. سرداب:برگرفته از کلمه فارسی«سرداب»مرکب از «سرد»و«آب»یعنی آب سرد،سپس در مورد مکانی که‌ زیرزمین قرار دارد و آب و هوای آن سرد است،به کار برده‌ شده است و در زبان عامیانه مصر نیز همین معنی را می‌دهد. شوبش:برگرفته از کلمهء فارسی«شاباش»یا«شبوش»به‌ معنی تحسین مخفف کلمه شادباش،و در زبان عامیانه مصر کلمه‌ای است که در موقع خوشحالی گفته می‌شود. یغما:کلمه فارسی به معنی تاراج و غارت می‌باشد و در زبان عامیانه مصر نیز همین معنی را می‌دهد همچنین بعضی‌ از اسامی که مصریان پسران و دختران خود را با آن نام‌ گذاری می‌کنند ریشه فارسی دارند مثل:خورشید،شاهین، شاهپور،دولت،نازک،جهان،شیرین،نرجس،و نیز بعضی از اعداد فارسی که در بازی تخت نرد با جابجایی بعضی از حروف آن به کار برده می‌شود:یک،دو،سه،چهار،پنج(پنج) شیش(شش)،و دو یک،دوباره،دو سه،دورجی(دو چهار)، دبش(دو پنج)،دش(دو شش)،شیش بیش(شش و پنج)."

صفحه:
از 27 تا 29