Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای از دشتی

نویسنده:

(5 صفحه - از 305 تا 309)

خلاصه ماشینی:

"سیر خستگی‌ناپذیر آنها بی‌اختیار شخص‌ را بیاد مولوی میاندازد که زندگی را جز سیر بسوی مقصدی اعلا نمیداند،از تولد تا مرگ میرود تا از عالم ماده رهائی یافته به نور ازلی برسد از اینرو مرگ را آخرین در زندان فرض کرده و بی‌پروا میگوید همه دلها نگران سوی عدم‌ این عدم نیست که باغ ارم است‌ از تو تا غیب هزاران سال است‌ چون روی از ره دل یک‌قدم است در تصورات رؤیاگونه او زندگانی قوس صعودیست برای ملحق شدن باصل‌ خویش. آقای هنری با آنکه از ستایشگران حافظ است سعدی را خداوند غزل و در طلاقت و سلامت بی‌مانند می‌داند و از محفوظات جوانی خود غزلی از سعدی خواند بدین مطلع: عشق در دل ماند و یار از دست رفت‌ دوستان دستی که کار از دست رفت شما که سعدی شناسید،یک مرتبه بیاری مرحوم فروغی رفته و سعدی را تصحیح‌ کردید،و اینک به تقاضای فرهنگستان ایران مستقلا به فراهم کردن کلیات کاملی‌ همت گماشته‌اید در این مطلع نقصی نمی‌بینید؟ من هم نقصی نمی‌بینم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.