Skip to main content
فهرست مقالات

پاسخی به چکامه شیوای بدیع و نوشته مهرانگیز استاد یغمائی

نویسنده:

(2 صفحه - از 84 تا 85)

کلید واژه های ماشینی : مهرانگیز استاد یغمائی، ور، پاسخی به چکامه شیوای، شعر، شیوای بدیع، نرم، سخن، گر، شاعر، دکتر حمیدی استاد دانشگاه تهران، چشم‌های عزیز استاد عزیز، دل دریا از نرمی، پاسخی به چکامهء شیوای، دلی عاشق شعر، همسریا ور، لیک، پیر زبان دریا کز نقوش، بدینگونه دلی، سرسریا شعر، دریا کز نقوش علمی، تن قبرکن و قبرنشین، حیف، خوش باوریش، مشتریا همسری، خوش باوریا، شعر دل‌افروز، حق، سخن همچو، کلاغ زنده، طبع گرانمایه

خلاصه ماشینی: "پاسخی به چکامهء شیوای«بدیع»و نوشتهء مهرانگیز استاد«یغمائی» ای حبیب،ای پدر پیر زبان دریا کز نقوش علمی مجمع حور و پریا بس گهر پای ملون که بهم بافته‌ای‌ تا چه بگزیند،بیچاره شود مشتریا همسری با تو کند در سخن نغز کسی‌ گر کند رو به شیر ژیان،همسریا ور ز خوش باوریش همچو عقاب است،کلاغ‌ زنده بسیار کسانند ز خوش باوریا گفت کرباس زری را که چه نازی از خویش‌ هر جه آید ز تو،من نیستم از آن بریا -هر دو،تن پوشیم،اما چه تنی را و کجا؟ زیر لب گفت بدو نرمک نرمک زریا در تو بینند تن قبرکن و قبرنشین‌ در من افسوس عروس و بدن مرمریا هرکه از خرمن«یغما»ی تو یک خوشه گرفت‌ بنگیرد سخن همچو منی سرسریا شعر و نثر تو شگفت است و نظریای تو ژرف‌ نیک گوئی سخن و نیک کنی داوریا طعن و طنز تو چنان نرم و بدانگونه مهیب‌ که دل دریا از نرمی و پهناوریا شهد از خامه فروریزی و قند از گفتار گر سخندان نزند خویش بکور کریا در دلم بود که نقشی ز کلام تو کشم‌ تا بمانم به جهان صورتی از شاعریا لیک افسوس که امروز از آS خسته‌ترم‌ که کنم دعوی نقاشی و صورتگریا محنت روز و شبم کشته و افکنده ز کار کرده چشمم سیر و مریم خاکستریا الغرض خواندم آن شعر دل افروز«بدیع» وان سطوری که ز من کردی یادآوریا سخت شرمندهء احسان وی و مهرویم‌ فری آن طبع گرانمایه که دارد،فریا شخصی آراسته‌جان است و هنرمند و بلیغ‌ که نگو داند آئین سخن‌پروریا مرد شمشیر و بدینگونه دلی عاشق شعر!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.