Skip to main content
فهرست مقالات

گرفتاری های قائم مقام در کرمان و یزد (25)

نویسنده:

(14 صفحه - از 289 تا 302)

کلید واژه های ماشینی : شاه، وزیر، سلطان، سلطنت، ملک، پادشاه، ترکمانان، سلطان سنجر، وزارت، بوذرجمهر

خلاصه ماشینی:

"قاآن گفت که این دروغ محض است زیرا چنگیز خان جز زبان مغولی هیچ زبانی نمی‌دانست»(روضة الصفاح 5 ص 148) اولجایتو سلطان مغولی نیز وقتی گنبد سلطانیه را با آن عظمت ساخت و میخواست‌ استخوان ائمه را از عتبات به آنجا نقل کند،شب خوابی دید،و حضرت علی در خواب‌ به او فرمود:(به ترکی البته،برای اینکه سلطان بفهمد):سلطان خدابنده،سن ده کی‌ سن ده،من ده کی من ده!یعنی ای سلطان خدا بنده،خوابگاه تو برای خودت،و مال من‌ هم مال خودم!(از پاریز تا پاریس ص 81)،و میدانیم که مغولان حدود صد و پنجاه سال بر این‌ ملک حکم را ندند. آن روزی که خلیفه ارامنه به حضور نادر شاه افشار بار یافت،نادر با دیدن هدایا خوشوقت شده فرمود:«خوش گلمیرسن خلیفه،یاخچی سن،چاق سن،یولدار آزار،چک‌ میشن سن،اشدان زردن،چوخ بیر اختیار کیش سن،چوخدن گلمیر سن!»یعنی خوش‌ آمدی خلیفه،چطوری،خوب هستی،سلامتی؟در راه زحمت زمستان را تحمل کردی، سالخورده‌ای،خیلی وقت است آمده‌ای؟(یادداشتهای ابراهیم گاتوغی کوس،ترجمه سپنتا ص 24)و وقتی هم که نادر قلعه ساروقورغان را محاصره کرده بود و نتوانست آنرا فتح کند، بساط محاصره را جمع کرد و به اطرافیان خود گفت:«ساروقورغان جهانه گلمییپ»یعنی‌ تصور کنید قلعه ساروقورغان اصلا به جهان نیامده بود!نادریان هم پنجاه سالی حکومت‌ داشتند. سعدی درباره ابو بکر سعد می‌گفت که: هم از بخت فرخنده فرجام تست‌ که تاریخ سعدی در ایام تست ولی ما می‌دانیم که این سعدی نبود که دوران سی و چهار سال و شش ماه و یازده روز سلطنت اتابک را روبراه کرد،بلکه آنطور که میدانیم،وزیر یزدی باهوش او بود که با یک آرتیست‌بازی ماهرانه مملکت را از انقلاب بازداشت،زیرا«ابو بکر در قلعه سپید (1)-علاوه‌بر انس آبادی،یک روستائی دیگر نیز برای همسر سلطان سنجر وزارت‌ میکرد که حتی در زندان غزها نیز با او همراه بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.