Skip to main content
فهرست مقالات

گرفتاری های قائم مقام در کرمان و یزد (29)

نویسنده:

(10 صفحه - از 624 تا 633)

کلید واژه های ماشینی : بیهقی، سلطان، حاجب، ملک، مغول، تاریخ بیهقی، طاهر، امیر علم خان، ابو الحارث، ابو اسحق ابراهیم بن‌محمد بیهقی

خلاصه ماشینی:

"وقتی حاجب علی قریب،امیر محمد برادر مسعود را زندانی کرد و مسعود به خراسان رسید،حاجب می‌دانست که سلطان با او میانه نخواهد داشت،زیرا که همین حاجب امیر نشان بود که امیر محمد را قبلا به سلطنت نشانده بود،و خودش را هم می‌توانست نجات دهد،و یکبار هم به یاران گفته بود:«و سخت آسان‌ است بر من که این خزانه و پیلان و فوجی قوی از هندوان و از هر دستی پیش کنم و غلام و انبوه که دارم و تبع و حاشیت،و راه سیستان گیرم که کرمان و اهواز تا در بغداد بدین‌ لشکر ضبط توان کرد... اما برای اینکه از شوخیهای این روستائی،خصوصا در مورد بی‌سوادی سیستانی‌هائی‌ که بر بیهق مسلط شده بودند-آگاه شویم،بد نیست بگوئیم که ابن ابراهیم مغیثی که‌ «غرس ایادی طاهریان بود»روزی او را،ابو الحارث سجزی(که حاجب یعقوب بوده است)گوید:نامه‌ای نویس از جهت من به سجستان،تا نیمی از ارتفاع ضیاع من به صدقه به‌ درویشان دهند-شکر آن مملکت را که مملکت خراسان امیر یعقوب را مسلم شد. شیخ دادار وقت اظطرار راه فرار گرفته بود و بر باد پای‌ سیاه-که مطیعه خاص او بود-سوار شده به راه زمروت بیرون رفته،چندان که پی زدند به طلب‌ (1)-مقدمه آقای مینوی برسیرت جلال الدین ص عب (2)-«در خاتمت حال سلطان خلاف است:بعضی بعضی بر آنند که کردان او را هلاک کردند به طمع اسب و سلاح،و بعضی گویند به زی اهل تصوف در آمده مسافر شد» (3)-الکساندر اول امپراطور روسیه در 45 سالگی به طرز اسرارآمیزی مرد،چون‌ درباره مرگ او حرفها بود،قبر او را شکافتند و متوجه شدند که در قبر چیزی نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.