Skip to main content
فهرست مقالات

فم الاسد در شاهنامه فردوسی

نویسنده:

(6 صفحه - از 101 تا 106)

کلید واژه های ماشینی : فم الاسد در شاهنامه فردوسی، فم الاسد، فردوسی، شیر، فم البواب، دریانوردی، گردابی، دهان، فم البواب و فم الاسد، فم الاسد می‌نامیده‌اند

خلاصه ماشینی:

"و ولف و دبیر سیاقی هم آنرا ضبط کرده‌اند(در کشف الابیات شاهنامه‌ فردوسی،(دبیر سیاقی)در جلد سوم بیت 1993- g 13 ضبط شده است)و آن بیت در همهء نسخه‌ها چنین آمده است: «به جائی کشیدی ز راه خرد که ملاح خواندیش فم الاسد» سخن فردوسی در«گذشتن کیخسرو از آب زره‌ای است که با این ابیات آغاز می‌شود: چو آمد بنزدیک آب زره‌ گشادند گردان میان از گره‌ همه کارسازان دریا براه‌ ز چین وز مکران همی برد شاه‌ بخشکی بکرد آنچه بایست کرد چو کشتی بآب اندر افکند مرد و پس از چندین بیت: به شش ماه کشتی برفتی بر آب‌ کزو ساختی هرکسی جای خواب‌ به هفتم که نیمی گذشتی ز سال‌ شدی کژ و بی‌راه باد شمال سر بادبان تیز برگاشتی‌ خله پیش ملاح نگذاشتی‌ به جائی کشیدی ز راه خرد که ملاح خواندیش«فم الاسد» چنان خواست یزدان که باد و هوا نشد تند با اختر پادشاه «فم الاسد»که دهانهء شیر یا دهن شیر معنی می‌دهد،در شاهنامهء حکیم سخن‌سنج‌ پارسی‌گوی بلندآوازهء ایران زمین چه معنا و مفهومی دارد؟جای فم الاسد کجاست؟اگر نام جغرافیائی نقطه‌ای یا منطقه‌ای بوده است،در آبهای خلیج فارس و بحر عمان بوده‌ است یا در آبهای سیستان و دریاچه هامون سیستان که با نام«زره»هم اصلاح شده‌ است؟ صرف نظر از غرابتی که کلمهء«فم الاسد»در ادبیات شاهنامه دارد و البته بی‌نظیر هم‌ نیست و در شاهنامهء فردوسی کلمات مفرد و مرکب،مأنوس و غیر مأنوس عربی هم بکار رفته است،آیا فردوسی نام جغرافیائی خاصی را در نظر داشته است که بروزگار وی یا پیش‌ از وی«فم الاسد»خوانده می‌شده،یا در سخن فردوسی ترکیبی استعاره مانند بکار رفته‌ است؟ امروزه هم در زبان قایق‌رانان رود کارون«دهنهء بهمن شیر»زبانزد است و در اصطلاح دریانوردان دریای پارس«دهانهء فاو-فو»در آغاز ورود شط العرب به‌ خلیج فارس شهرت دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.