Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

(1 صفحه - از 31 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : اشعار، شیرکو، مهمان، آب، غزل، ادبیات، گل و آینه، فاصله، حروف نام شاعر، سبک‌تر

خلاصه ماشینی:

"می‌تراود مهتابمی‌درخشد شبتاب،مانده پای آبله از راه درازبر دم دهکده مردی تنهاکوله‌بارش بر دوشدست او بر در،می‌گوید با خود:غم این خفته چندخواب در چشم ترم می‌شکند1327 نیما*غزلعیش حیات را چو امید ثبات نیستخرم کسی که در پی عیش حیات نیستغیر از نگاه شوق در این کاینات نیستآن فتنه‌ای که نقش ره حادثات نیستدر شهر دلبران که به هرگام جلوه‌هاستدر هیچ جای، پای نگه را ثبات نیستبیدادهای دست تمنا زما مپرسدر جلوه‌گاه دوست کسی بی‌برات نیستبی‌مدعانه دیده زیباپسند ماستنظاره جمال نگاران زکات نیستاز هر دری که خواسته باشی در آبه مندر شهر انتظار حدود و جهات نیستزنده است هر که رفت ز عالم به راه حقشرط شهید خوردن آب فرات نیستمائیم کز حیات نگردیم تنگ‌دلبر ما چه تهمتی که به نام حیات نیستجانم فدای او که به حال منش رئیسصد گونه رحمت است و یکی التفات نیستعلیگره-رئیس نعمانی*با دوازده ستارههزار دریا با من فاصله داردکسی که پشت به دریا کرده استهزار بیشههزار میدان با من فاصله داردکسی که آوازش رارازش راچون شمشیری غلاف کرده استو در چشمانش شورش شقایق نیستهزار دریاهزار سنگرهزار شهید با من فاصله داردکسی که بی‌زخم، بی‌سرود آمده استکسی که از اسب فرود آمده است-بی‌شک،«فردا»چشمهای من خواهد بودبا دوازده ستاره معترضکه زمین را سرکش وآسمان را آبی می‌خواهندو نیلوفر را و بذر کبوتر رابرای همه در دسترس-تو«رود»را با«نمرود»هم قافیه می‌پنداریچه خوب غزل می‌گویی!هزار غزل با من فاصله داری..."

صفحه:
از 31 تا 31