Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی فرهنگ لاروس عربی- فارسی

نویسنده:

(2 صفحه - از 20 تا 21)

خلاصه ماشینی:

"نگارنده به جهت تدوین کاری علمی،جلد نخست‌ این کتاب ارجمند را دقیقا مطالعه،و جای جای با اصل‌ عربی آن و نیز با قاموسهای معتبر مقایسه کرده،به‌ مواردی برخورده،که تذکر آنها را به دو جهت ضروری‌ دید: نخست اینکه کتب مرجع و مآخذ و از آن جمله‌ فرهنگها،کوچکترین خطا و لغزش-حتی خطای چاپی-را بر نمی‌تابد. (2)» اینک ضمن قدر دانی صمیمانه از رنج کلان و کار ارجمند آقای طبیبیان و با یادآوردن این سخن درست که‌ «کفی المرء نبلا ان تعد معایبه»مواردی را که در حاشیهء کتاب خود یادداشت کرده‌ام،به صفحات«کیهان‌ فرهنگی»منتقل می‌کنم. 2-مواردی که خطا نیست،اما رسا نیز نیست،و این‌ شاید بدان جهت باشد که بسیار جا عینا از لغت نامهء دهخدا بازنویسی شده که مرحوم دهخدا،خود،با ذکر مأخذ از فرهنگهای کهن ضبط کرده،و شکی نیست که‌ بیان و تعبیر مثلا مهذب الاسما و تاج المصادر و حتی‌ منتهی الارب برای فرهنگ جدیدی،چون فرهنگ‌ حاضر نامأنوس و بی‌تناسب می‌نماید. اقرار باید کرد که‌ در بسیار جای این کتاب،این هر دو اصل کاملا رعایت‌ شده،اما مواردی هم هست که مفهوم جمله ناروشن و حتی گاه نافصیح است و این عمدتا در جاهایی است که‌ مترجم عینا از فرهنگهای دیگر-شاید به نقل لغت‌نامهء دهخدا-بازنویسی کرده. توحوح-الظلیم:شترمرغ بر بیضه مهربان شد و حرص خود را بر روی آن آشکار کرد(976) الحبج:سده پشکل در شکم(008) حس:خاک را از ستور با شانهء ستور خار برافشاند (138) حسل-من الشی‌ء:به کار ناآیندهء آن چیز را باقی‌ گذاشت(238) حسل-من الشئ:به کار ناآیندهء آن چیز را باقی‌ گذاشت(238) خفش-الفرس:اسب پی در پی خوش دوید(548) الحوذی:نیک رانندهء برانگیزنده بر رفتن(278) الخراع:شکستگی پشت ناقه که به سبب آن پیوسته‌ نشسته ماند و برخاستن نتواند(998) الرماغه:تار سر یعنی آنجای از سر کودک که‌ می‌جنبد."

صفحه:
از 20 تا 21