Skip to main content
فهرست مقالات

از خاطرات یک مادر

نویسنده:

(5 صفحه - از 60 تا 64)

کلید واژه های ماشینی : مدرسه، مادرها، مهری، صبحانه، نماز، مهدخت، معلمین، خانواده، روز اول مهر، کودک

خلاصه ماشینی: "به میدان سر کوچه که رسیدیم تعداد شاگردانی که از کوچه‌های مختلف وارد میدان‌ می‌شدند رو به فراوانی نهاد،مهری ساکت‌ بود دربارهء مدرسه سه چهار ماه بود که مداوم‌ حرف زده بود دیگر حرفی برای گفتن نداشت‌ اینک تماشاگر کوچه و خیابان بود بچه‌هائی را که آمادهء مدرسه رفتن بودند با دقت مینگریست‌ شاید برآورد میکرد که کدامها کلاس اول هستند و به مدرسه و کلاس او داخل می‌شوند!و من‌ در اندیشهء آن بودم که چند درصد این بچه‌ها حالا که از رفاه مادی و معنوی خانواده‌هایشان‌ برخوردارند حاضرند در آینده به مناطق محروم‌ این آب و خاک بروند،زندکی کنند،بسازند و تربیت کنند و آنانی را که در طی قرون و اعصار از نعمت بهداشت و سواد و تربیت اسلامی و انسانی و قرآنی محروم بوده‌اند ارشاد کنند؟ چند درصد از آنها به شکرانهء اینکه مانند بچه‌های یتیم یا بچه‌های خانواده‌های فقیر که‌ در سراسر جهان و ایران فراوانند مجبور نیستند از کودکی کار کنند و زنان روزانهء خود یا خانواده خویش را فراهم سازند،حاضر میشوند ایثار کنند و ایران آینده راآباد سازند؟ از شهر زیبائیهای آن روی گردانند و به‌ روستاهای دوردست،به کویر،به مناطق بد آب‌ و هوا و جاهائیکه هنوز مردمش در فقر اقتصادی‌ و فرهنگی به سر می‌برند مهاجرت کنند و تکه‌تکه‌ این سرزمین راآباد سازند و مردم را از جهل و کفر برهانند؟ به خودم رجوع کردم،به دخترم،به خانواده‌ خودم،چقدر اصرار کردم که مهدخت سهمیه‌ مناطق محروم را بزند،چقدر برایش توضیح‌ دادم،پافشاری کردم،اما فایده نکرد،گفت‌ نمیتوانم دو برابر مدت تحصیلم را در مناطق‌ محروم خدمت کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.