Skip to main content
فهرست مقالات

اگر بیست نگیری...

(8 صفحه - از 48 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : مادر، معلم، کودکان، دیکته، انار، دختر، کلاس، دست سارا ظرف شکر، خوب، انار بر انار سارا

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) اگرچه این دومین زمستانی است که لیلا زادگاه همیشه آفتابی خود را ترک کرده و بهمراه‌ خانواده‌اش به شهر ما آمده است،اما هنوز که‌ هنوز است با دیدن برف زمستانی،ابتدا برای‌ چند لحظه‌ای مسخ می‌شود و آنگاه،متحیر اما شادمانه،مشتی از آن را برمی‌دارد و یا مزه‌اش می‌کند،و یا همانند دیگر بچه‌ها با آن گلولهء برفی می‌سازد و به این طرف و آن‌ طرف پرتابش می‌کند. مادر،لحظه‌ای تاءمل می‌کند و به ناگهان‌ درست همانند کسی که پاسخی برای یک معمای‌ دشوار یافته باشد،شادمانه به طرف رختخواب‌ سارا می‌آید،دستی بر سر و گردن او می‌کشد و می‌گوید: -اگر بدانی چه برف قشنگی آمده... و وقتی همه جا،حتی لباسهایی را که‌ روز گذشته مادربزرگ شسته و بر روی بند انداخته،پوشیده از برف می‌بیند،با خوشحالی دست می‌زند و زیر لب،نه یک بار نه دو بار،بلکه چندین و چند بار نام دوست‌ هم‌نیمکتی خود را تکرار می‌کند-لیلا لیلا... -که،صحت خواب،پس تا حالا چیکار می‌کردی،خوب زود مدادتو بتراش که دیرتون‌ -بقیه از صفحه قبل‌ می‌خواهیم که در این راستا گامی برداریم‌ کافی است کتاب تاریخ را ورق بزنیم و با کمک‌ آن،دریابیم که چرا نمی‌خواسته‌اند که ما عمیقتر،گسترده‌تر و چندبعدی‌تر،بیندیشیم‌ البته باید بخاطر داشته باشیم که این تفحص اگرچه‌ می‌تواند روشنگرانه باشد،اما نباید باعث گردد که‌ دست روی دست بگذاریم و با این روند ادامه دهیم. در نظامهای معتبر آموزشی،پیوسته کودکان را به‌ آفرینش و خلق راه حلهای نوین برای رویارویی با مسایل،تشویق می‌کنند و این در حالی است که‌ بسیاری از ما،با نوآوری،میانه چندانی نداریم‌ و فقط،به آنچه که هست و یا بوده اکتفا می‌کنیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.