Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتهای غربت

گزارشگر:

(2 صفحه - از 32 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"چرا؟به نظر تو چرا؟چه دلیلی دارد؟چرا ول نمی‌کند برود؟از صبح، ساعت 8 کارش را شروع کرده و حتما از 5 صبح بیدار شده-چون با حقوقی که او می‌گیرد نمی‌توان در توکیو زندگی کرد،با ماهی 01-02هزار تومان اجاره خانه‌ البته به نرخ دولتی!تا ساعت 8 بعد از 2 ساعت تعویض‌ قطارها و اتوبوس و غیره،به محل کارش برسد،و حتما جز یک ساعت وقت ناهار ظهر،استراحت هم نکرده،زن‌ و بچه‌اش هم در خانه منتظر اویند تا تنها وعدهء غذای‌ خانوادگی و مشترک را مثل هر شب با هم بخورند،و باز 2 ساعت راه هم هست،فکر می‌کنی چرا ول نمی‌کند برود؟ اضافه کار؟خیلی رسم نیست،و تازه،کو سرکارگر که‌ گزارش اضافه‌کاری او را امضا کند؟پس چیست؟بیا با هم‌ از خودش بپرسیم،اما نمی‌شود!حتما خنده‌اش می‌گیرد از اینکه بپرسیم چرا کار می‌کنی!کار برای او عامل توازن‌ زندگی است،لذت است،وظیفه است،سنت است. حداکثر نیرو و تلاش را صرف می‌کند که برنامه‌ها به اجرا درآیند،حال‌ این برنامه استراتژیک و در سطح جهانی باشد،و یا در حد کوک کردن زنگ ساعت الکترونیک من!(خودت دیدی‌ که با دقت و حوصلهء اجرای یک طرح مهم،چند نفر به‌ مشورت و همکاری پرداختند و از یکدیگر یاری جستند تا مسئله بوق زدن سر ساعت 6 صبح،حل شود!)اما اگر،با اینکه همهء جوانب را پیشاپیش سنجیده‌اند و امکانات را با تحقیق و بررسی دقیق برآورد کرده‌اند و حساب را به‌ دو دو تا چهار تا رسانده‌اند و جای اشکالات غیر منتظره را هم بازگذاشته‌اند،موفق نشوند یا توفیق به تأخیر افتد (مثل نمونهء پیشرفت اقتصادی و بازاریابی که هدف آنها در جنگ جهانی دوم بود و در مرحله‌ای به شکست رسید تا بعدها به پیروزی برسند."

صفحه:
از 32 تا 33