Skip to main content
فهرست مقالات

سایه های پشت دیوار

نویسنده:

(4 صفحه - از 112 تا 115)

کلید واژه های ماشینی : مادر، دوچرخه، کارنامه، زن، امتحان، مدیر، پشت دیوارها، مدرسه، زیر لحاف، سر از زیر لحاف

خلاصه ماشینی:

"روزهایی که درسهایم عقب می‌افتاد و نمرهء کلاسی‌ام خراب می‌شد،آرزو می‌کردم که مادر حتما بیاید دنبالم،چون هرآن ممکن بود از پشت ماشین یا دیوار و یا حتی از هره بام‌ مغازه‌های کنار خیابان حمله کند و خرخره‌ام را توی پنجه‌های سیاهش بگیرد،آن وقت دیگر هزار نفر مرد قلچماق هم نمی‌توانستند مرا از چنگ او نجات بدهند. مادر خیلی‌ عصبانی شده بود،از حرص دندانهای را به‌ هم می‌رسانید: -آقای مدیر!پسر من اهل تقلب نیست،کلی‌ خرجش کردم و معلم خصوصی برایش گرفتم. و زد زیر گریه،آقای مدیر هم مثل این‌که تاب‌ دیدن اشک زنها را نداشت گفت: -بسیار خوب خانم،یک امتحان دیگر از مجید می‌گیریم،همین امروز،همین جا، مادر تشکر کرد و رفت. آقای مدیر اسم بچه‌ها را می‌خواند و فراش مدرسه هم کارنامه‌اش را پیدا می‌کرد و اگر قبول شده بود،شیرینی‌اش را می‌گرفت‌ و کارنامه را می‌داد. همه جا تاریک شده بود از پشت سر،سایهء سیاه وحشی گلویم را گرفت‌ بالاخره کار خودش را کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.