Skip to main content
فهرست مقالات

آقا اجازه

(1 صفحه - از 33 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : خاطره‌های، صفای زلال خاطرات بسیجی‌ها، جمله بوی جبهه، پیام، آقا معلم، تیرماه، معلم‌ها بسیجی، غرورش، دانش‌آموزان بسیجی، جمله تکیه کلام

خلاصه ماشینی:

"آقا اجازه (به تصویر صفحه مراجعه شود) "آقا ما کوچکتر از آنیم که پیام بدهیم‌ اما... "نمی‌دانم یادتان می‌آید که این جمله‌ تکیه کلام چه کسانی بود؟این جمله بوی جبهه‌ نمی‌دهد؟چه صفایی داشت بسیجی!وقتی که‌ می‌گفت‌"آقا ما کوچکتر از آنیم که پیام بدهیم‌ فقط از امت همیشه در صحنه می‌خواهیم که امام‌ را تنها نگذارند. هرچند این بار سخن ما از جبهه،سخن از حماسه‌ و شهادت نیست ولی هر قدمی که به سوی جبهه‌ برمی‌داشتی برای خودش درسی داشت. قادری یکی از آنها بود اما تشویق‌های‌ زیاد کمی او را مغرور کرده بود و من در طول سفر سعی داشتم این شخصیت کاذب را به نوعی از او جدا کنم و به اصطلاح از اسارتهایش آزادش‌ سازم. او هم تمایل زیادی‌ برای خرید تنقلات از خود نشان می‌داد اما غرورش اجازه نمی‌داد که مثل دیگران خیلی‌ راحت برود و خریدش را انجام دهد. به من‌ می‌گفت‌"آقا می‌شه من پول بدهم شما برای من‌ بخرید؟"گفتم‌"چرا؟""گفت‌"آخه من‌ خجالت می‌کشم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.