Skip to main content
فهرست مقالات

مسافری چون آب

نویسنده:

(3 صفحه - از 28 تا 30)

کلید واژه های ماشینی : مسافر، آب، عرفان، شعر، سفر، شاعر، بنارس، باغ، زندگی، مرگ

خلاصه ماشینی: "ج-معرفی مجدد خود در زمان حال و بیان تولدی دیگر: از بند«اهل کاشانم،اما شهر من کاشان نیست شهر من گمشده است»،زندگی خود را در زمان حال در دو بخش بیان می‌کند: 1-در بخش اول از تنهایی و عرفان سخن می‌گوید و زندگی خصوصی و تنهای خود را که شبیه به زندگی‌ متعارف مردم نیست شرح می‌دهد و گاهی شطحیات هم‌ دارد: من صدای نفس باغچه را می‌شنوم من صدای وزش ماده را می‌شنوم دنیای زیبایی را ترسیم می‌کند و از زندگی جالب خود راضی است و در این قسمت است که به فلسفهء نگاه تازه‌ اشاره می‌کند: آشنا هستم با،سرنوشت‌تر آب،عادت سبز درخت روح من در جهت تازهء اشیاء جاری است. در حجم سبز می‌گوید: یکنفر آمد کتاب‌های مرا برد روی سرم سقفی از تناسب گل‌ها کشید عصر مرا با دریچه‌های مکرر وسیع کرد میز مرا زیر معنویت یاران نهاد از شعر«تا نبض خیس صبح» «به باغ همسفران» سهراب از سپهر سعادت سفیر بود ما کودکان نورس و آن رفته پیر بود آن سان که او به باغ بلاغت شکفته بود بر قامت تمام چمن‌ها حریر بود ای بخت!آن«الاغ که فهمید یونجه را» آن مدعی نکرد ترا فهم و دیر بود موسیقی فلک چه کند گوش خفته را مضراب ساز نظم تو منظومه گیر بود هر چند چون سها نرسیدی به چشم خرد خورشید هر مجاز تو عالم‌پذیر بود * اینجا در این«اجاق شقایق»چه آتشی است‌ آن کس ندید مجمر لاله،ضریر بود خوشتر ز صورت«آب»در این باغ تشنه چیست‌ هر کس چشید شعر تو از آب سیر بود عرفان بی‌بدیل تو نور ستاره بود در کاروان شعر،«مسافر»امیر بود من صبح با تو«نان و پنیرک»نخورده‌ام‌ «در سبزه‌زار میز»تو یک شعر،شیر بود نقاش باغ‌های خیالات خاک و خواب!"

صفحه:
از 28 تا 30