Skip to main content
فهرست مقالات

نسلی مشغول به «جلال»

نویسنده:

(2 صفحه - از 59 تا 60)

کلید واژه های ماشینی : جلال، نیما، شعر، روشنفکری، سرا، قلم، نفس، شخصیت، دیوارهای بلند، نوشته‌هایش

خلاصه ماشینی: "و در این خصلتش آنقدر پیش‌ رفته بود که به قول سیمین به نوعی حادثه‌جویی می‌کرد و زندگی‌اش اینطوری خلاصه می‌شد:«به ماجرا یا حادثه‌ای‌ پناه بردن،از آن سرخوردن و رها کردنش که خود غالبا به حادثه‌ای انجامیده است،آنگاه به خلق حادثه‌ای تازه یا به استقبال ماجرایی نو شتافتن. »(به نقل‌ از:ارزیابی شتابزده،ص 63-53)حتی شعری که‌ جلال برای مقدمهء مقالهء«نیما دیگر شعر نخواهد گفت» گذاشته،در مورد خودش صادق است: «جاده خالی است،فسرده است،سرود هر چه می‌پژمرد از رنج درون» 2-جلال و خودش یک راه برای ترمیم تصویر و شناختن چهرهء یک‌ نویسنده حرفهایی است که دربارهء خودش زده است،زیرا با بررسی این حرفها هم می‌شود میزان صداقت او را محک زد و هم به راز پشت آثارش پی برد. برخلاف هر نویسندهء دیگری که برای پی بردن به‌ «پیام و جهان‌بینی‌اش»باید رفت سراغ آثارش و نقد آنها، جلال آنقدر صادقانه در این از خود گفتن بسط مقال داده‌ که به آسانی می‌شود جهان‌بینی و پیامش را از آنها دریافت. این نوشته‌های کوتاه،بیشتر مدخلی است برای کسی که بخواهد به دنیای جلال وارد شود همان دنیای پشت نوشته‌هایش که با نوشته‌هایش‌ هیچ فرقی نداشت. (ویژه‌نامهء جلال اندیشه و هنر-در اقلیم نثر جلال،فرامرز خیبری) و این چنین«من سرایی»چی‌گیر خودش آمده یا می‌آمده، جز«پیرتر شدن»به جای دیگران؟و تازه«اگر قرار بود این«من»«توسرا»باشد،پس شما چه کاره بودید»(یک‌ چاه و دو چاله ص 34). »(غروب جلال، چاپ رواق،ص 92-03)و نیز اینکه«عقیده داشت‌ روشنفکران به کمک روحانیت می‌توانند با مردم رابطه‌ برقرار کنند و در این صورت مذهب می‌تواند عاملی باشد برای مبارزه،اما این توهم دست ندهد که جلال در آخر عمر آخوند کاملی شد."

صفحه:
از 59 تا 60