Skip to main content
فهرست مقالات

شهریار خاطره ها

نویسنده:

(2 صفحه - از 63 تا 64)

کلید واژه های ماشینی : شعر، استاد، حافظ، شاعر، صحبت، پیری، شهریار خاطره‌ها، شعر شهریار، پیکرم، خدا، ردیف، عرفان، سخن، چشمه‌سار، زیباییهایش، ترکی، زبان، پیکر شعر شهریار، شعر نو، منظومهء، شعر ترکی، کودکی روزی پدرم، بیت محلهء استاد، بیت حافظ، اشعار شیوا و استادانهء ترکی، چشمه‌سار عرفان، در شعر، اتاق خانه، زبان ترکی، شاعر صحبت

خلاصه ماشینی: "(به تصویر صفحه مراجعه شود) روزی صحبت از ادبیات آذربایجان بود،بنده به مناسبت‌ موضوعی بندی از آن خواندم،در حالیکه سرش را با حزن‌ و اندوه تکان می‌داد و آخر بندها را تکرار می‌کرد خواستند که هر چه از حیدربابا یاد دارم برایشان بخوانم-تمامی آن‌ منظومهء زیبا را به خاطر داشته و دارم-چند بندی خواندم‌ احساس کردم که استاد در عالمی سیر می‌کند که در آن‌ کودکی خود را مجسم کرده است که هنوز ده سال دارد و در برابرش بازی می‌کند و مادرش با صمیمیت و محبت‌ گرد و خاک لباسهایش را می‌زداید و یا کوه حیدربابا از جا کنده شده و در این خانه جا گرفته است با چشمه‌هایش و با دخترانی که در دامنه‌اش ترانه‌های روستایی را زمزمه‌ می‌کنند و کوزه‌های خویش را از آب پر می‌کنند و در گوشه‌ای«عاشق رستم»داستان«عاشق قربانی»را با ساز بازگو می‌کند. روزی از تأثیر طبیعت و مناظر طبیعی بر شاعر صحبت می‌کرد بحث به روستا و وضعیت آنها کشیده شد، از فرآورده‌های حیوانی،مناظر،چشمه‌ها،مراسم و فرهنگ‌ روستاها با تأسف یاد کرد و گفت:«توی این شهرها عجب‌ گیر کردیم»و از روی شوخی گفت:«حتی آب را هم‌ زندانی کرده‌اند(منظورش آب لوله‌کشی بود که صفای‌ تماشای چشمه‌سارها را ندارد)جنس لباسها معلوم نیست‌ از چیست باز خدا به این جلیقه برکت دهد که پشم طبیعی‌ دارد(و به جلیقه‌اش اشاره کرد)لباس مصنوعی،غذا مصنوعی،نوشابه مصنوعی،و در حالیکه سیگاری آتش‌ می‌زد گفت در عوض دندان ما هم مصنوعی است."

صفحه:
از 63 تا 64