Skip to main content
فهرست مقالات

یاغی

نویسنده:

(1 صفحه - از 71 تا 71)

خلاصه ماشینی:

"«کربلایی محمد حسن»بار دیگر بر نوی لوله کوتاهش را روی شانه جابه‌جا کرد، با دندان کمی از موی گوشه سبیلش را کند و زیر لب غرید:-تفنگ که یه چنی در نره، عجب سنگینی می‌کنه. «کربلایی محمد حسن»پشته‌ی کوه را به سمت غریبه سرید، دست راستش را بالا برد لووله‌ای براق تفنگش را، همان طور که روی شانه‌ی چپش بند بود، گرفت، اخم خشکی کرد و گفت:-که کاسگ، ملکیه 1 خوشی داری! سرش را بالا گرفت و توی چشم‌های کربلایی محمد- حسن زل زد:-نسونیشون کل مندس‌خدا نه رضایه. -بیارشون در، اینشون 2 زمین. غریبه باز هم این دست و آن دست می‌کرد، پاشنه‌ی گیوه را بیرون می‌کشید و هنوز از پا درنیاورده، دوباره بالا می‌برد. بندش زمین که هی سرسخت 7 ایکنم‌ها. توی دلش از خدا می‌خواست که کسی را برساند، خلق کربلای محمد حسن تنگ شد. فشنگ روی سنگ کمانه کرد و توی زانوی غریبه نشست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.